الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

52

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

موجود است . فالمقدم مثله فى البطلان . بيان ملازمه : چون بقول شما حاكم در هر دو عقل است و تفاوتى بين احكام عقليه نبايد باشد . بيان ابطال لازم : اينكه فرق نباشد باطل است بلكه فرق موجود است قطعا بدليل اينكه در قضيه الكل اعظم من الجزء همه عقلاى عالم اتفاق نظر دارند و حتى يك نفر هم در آن مخالف نيست كه بگويد كل از جزء بزرگتر نيست ، خير همه قبول دارند و اينكه بعضى از لائيكها مىگويند ما قبول نداريم و نقض مىكنند به آفتابه‌اى كه تنهء آن اينجا و لوله آن تا پاريس كشيده شده باشد و مىگويند اينجا جزء از كل بزرگتر شده اين يك مغالطه است . اين آقايان كل و جزء را درست تصور نكرده‌اند . در تصور دچار خطا شده‌اند و نه در تصديق چون تصديق به اين امر پس از تصور صحيح آن از بديهيات است . بخلاف داستان حسن و قبح كه در آنجا اختلاف است شماها كه عدليه هستيد . حسن و قبح را قبول داريد ولى ماها كه اشاعره هستيم قبول نداريم . فالفرق موجود . نتيجه : پس حسن و قبح افعال عقلى نيست . و الجواب : جناب مصنف مىفرمايد : ما ملازمه اين استدلال شما را قبول نداريم ، كه اگر حاكم به حسن و قبح عقل باشد نبايد بين اين دو باب فرق باشد . خير ممكن است حاكم به حسن و قبح عقل باشد و مع ذلك بين البابين فرق باشد . به جهت اينكه : همان‌طورىكه الآن در مقدمهء استدلال گفتيم : داستان حسن و قبح از قضاياى مشهورات است و داستان الكل اعظم من الجزء از قضاياى يقينيات بديهيه اوليه است . و اين‌ها از يك باب و يك وادى نيستند تا بينهما ملازمه باشد و هر حكمى احدهما داشت ديگرى داشته باشد . خير بين اين دو باب تفاوتهاى زيادى هست كه به خوبى نشان مىدهد كه قياس نمودن يكى را به ديگرى مع الفارق است و آن تفاوتها مجموعا سه امر است : 1 - حاكم در قضاياى مشهوره عقل عملى انسان است و حاكم در قضيه الكل اعظم