الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
46
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
نقص بودن است ، و يا ادراك مصلحت و يا مفسده است آن هم كمال و نقص نوعى و مصلحت و مفسده نوعيه نه شخصيه اينها هستند كه عقلاء بما هم عقلاء برطبق آن حكم مىكنند و مورد نزاع ما با اشاعره است اما ساير اقسام از محل نزاع خارج هستند . 5 - معنى الحسن و القبح الذاتيين حسن و قبح به معناى مدح و ذم خود منقسم مىشود به سه قسم : 1 - حسن و قبح ذاتى 2 - حسن و قبح عرضى 3 - حسن و قبح اعتبارى بيان ذلك ، مقدمه : كلمه عليت و اقتضاء به دو معنى آمده : 1 - به معناى ايجاد و تأثير كه مراد از علت همان علت تامه و ايجادكنندهء يك شىء است مثلا طلوع شمس علت وجود نهار است و مراد از اقتضاء عبارتست از علت ناقصه و يا جزء العله كه جزء ديگرش هم عدم المانع است . مثلا نار مقتضى ايجاد احراق و سوزانيدن است ولى مشروط بر اينكه مانعى نباشد ، مثل رطوبت تا مقتضى تأثير خود را بگذارد . 2 - علت يعنى اين عنوان تمام موضوع است براى حكم عقلاء به حسن يا قبح يا براى حكم شارع به وجوب يا حرمت مثلا عدل علت است براى حسن يعنى تمام موضوع است « لحكم العقلاء بالحسن » بدون اينكه داخل در تحت عنوان ديگرى باشد . ولى به معناى ايجادكننده نيست عنوان عدل فاعل و موجد حكم عقلاء نيست بلكه وجود مصلحت عامه در عنوان عدل باعث شد كه عقلاء به مقتضاى عقلشان چنين حكمى بكنند . و يا ظلم علت براى حكم عقلاء به قبح است ، يعنى تمام الموضوع است نه علت موجده يا مثلا خمر تمام موضوع است براى حكم شارع به حرمت نه اينكه خمر موجد حرمت است خير موجد حرمت نهى شارع است و اين خمر موضوع است كه تا موضوعى نباشد حكم هم نيست و يا صلاة تمام موضوع است للوجوب و يا زيد علت براى قيام است يعنى تمام موضوع است نه اينكه وجود زيد موجد قيام باشد ،