الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

43

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

حكم به الشرع » يعنى ملازمه است بين حكم عقل و شرع . اين موارد را نمىگوئيم ، ما قائل نيستيم كه در اين‌گونه احكام هم شارع بايد از مردم متابعت كند و برطبق آنها حكم كند . زيرا كه شارع اين‌گونه انفعالات و تأثرات را ندارد و اساسا محال است كه داشته باشد چون اين‌ها از صفات ممكنات است و نه واجب الوجود و اينكه شنيده‌ايد كه خدا خوشحال مىشود و يا فلان كار را دوست مىدارد و يا از كافران غضبناك مىشود و از مؤمنان خوشنود و . . . مثلا قرآن مىفرمايد : « غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ » اين بدان معنا نيست كه خداوند غضب مىكند يعنى رگهاى گردنش پر مىشود و چهره درهم مىكشد و يا خدا راضى مىشود يعنى حالت انبساط و سرور در چهره او هويدا مىشود « سبحان الله عما يصفون » اين‌ها همه مال موجود ممكن است . و معناى غضب خدا همان عقاب او است و معناى رضايت خدا همان ثواب دادن او است كه در حديث از امام صادق ( ع ) آمده : غضب الله عقابه و رضاه ثوابه ، ( 1 ) پس در اين موارد ما هم قبول داريم كه ملازمه نيست . ما مدعى هستيم كه در مواردى كه عقلاء بما هم عقلاء و به مقتضاى عقلشان نه اين انفعالات و احساسات و عواطف بر حسن يا قبح چيزى حكم مىكنند و تطابق آراء پيدا مىكند شارع هم كه يكى از عقلاء است بلكه رئيس عقلاء است بلكه آفريننده عقل است او هم برطبق اين حكم عقلاء حكم مىكند . به حسن و قبح و بينهما ملازمه است . 5 - پنجم از اسباب حكم عقل عملى به حسن و يا قبح برخى كارها عبارتست از وجود يك سلسله عادتها و آداب و رسومى كه در ميان مردم هست . مثلا عادت مردمان است كه به احترام شخص تازه‌وارد برمىخيزند . و يا عادت انسانها است كه شخص مهمان را احترام نموده و او را اطعام مىكنند و به مقتضاى همين عادت قيام و اطعام را تحسين مىكنند . و مقابل آن دو را تقبيح مىكنند حال امور عادى و عادتها انواع و اقسام گوناگونى دارد . برخى از عادتها همگانى

--> ( 1 ) ( توحيد صدوق ص 170 )