الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
36
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
اين تشخيص را داد در انسان شوق به انجام آن كار حسن پيدا مىشود و اين شوق وقتى به درجه شوق مؤكد رسيد ، در انسان اراده پيدا مىشود به سمت انجام آن كار و يا كراهت پيدا مىشود نسبت به انجام آن كار پس آن ادراك عقلى تقريبا به معناى تصور عمل و تصديق به فائده آن كار است . و بدنبال آن اراده يا كراهت در انسان حادث مىگردد . پس مراد از حكم عقل همان ادراك عقل است نه امر و نهى او . آرى اين ادراك عقلى زمينهساز و داعى بسوى پيدا شدن اراده و اتيان به آن كار است . 4 - احكام عقليهاى كه در علم اصول مورد بحث ما است آيا احكام عقل نظرى است يا عقل نظرى ؟ از بيانات گذشته كاملا روشن شد كه احكام عقل عملى مورد بحث ما است . و من العجيب : جناب محمد مهدى نراقى رحمة الله عليه صاحب كتاب معروف ( 1 ) با چاپ جديد در رابطه با عقل عملى و نظرى گفتارى دارد و آن اينكه : نراقى مىفرمايد : ابن سينا گفته است كه : انسان فضائل و رذائل اعمال را به كمك عقل عملى ادراك مىكند . سپس مرحوم نراقى در رد اين سخن مىفرمايد : تمام ادراكات و ارشادات از آن عقل نظرى است . او است كه ادراك مىنمايد ما ينبغى ان يعلم را و او است كه ادراك مىكند ما ينبغى ان يفعل او يترك را . و به عبارت ديگر : عقل نظرى است كه هم ادراك مىكند امور نظرى را و هم امور عملى را . و اما عقل عملى شأنش ادراك و تشخيص نيست بلكه شأن او اجراء و به كار بستن است . و در واقع به عقيده جناب نراقى : عقل نظرى نيروى مقننه و - قانونگذار كشور تن است و عقل عملى نيروى مجريه و اجراءكننده دستورات عقل نظرى است و گرنه خود مستقلا ادراكى ندارد . جناب مصنف مىفرمايد : چنين گفتارى از مرحوم نراقى بسيار عجيب و شگفتآور است و ما نمىدانيم كه مراد ايشان چيست ؟ اگر مطلق ادراكات مال عقل نظرى است پس مراد شما از عقل عملى چيست ؟
--> ( 1 ) جامع السعادات در جلد اول آن كتاب ص 57