الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
30
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
كمالاتى هستند كه در خارج در شخص عالم و متقى و عادل وجود دارند و مانند خود روح انسان كه مابازاء خارجى دارد و مانند حقايق مادى و مجرد عالم . امور انتزاعى عبارتند از امورى كه مابازاء خارجى ندارند و خودشان در خارج حقيقتا موجود نيستند و لكن منشا انتزاع خارجى دارند يعنى عقل ما و ذهن ما اين امور را از آن واقعيات خارجيه انتزاع كرده است مثل فوقيت و تحتيت ، ابوت و بنوت و . . . امور اعتبارى محض عبارت است از امورى كه نه مابازاء خارجى دارند و نه منشا انتزاع خارجى بلكه صرفا يك امر اعتبارى محض است كه تابع اعتبار معتبر است و در عالم اعتبار موجود است و مادامىكه معتبر او را اعتبار بكند هست و مادامىكه اعتبار نكند نيست مثل ملكيت و زوجيت و . . . كه مادامىكه عقلاء عالم اين اضافه ملكيه را ما بين زيد و عبا اعتبار بكنند هست همينكه اين اعتبار را برداشتند ديگر ملكيت و اضافهاى در كار نيست . حال بسيارى از قوانين و دستورالعملهائى كه عقلاء عالم براى ادارهء جامعه و نظم آن وضع مىكنند از اين قسم است يعنى تابع اعتبار آنهاست مادامىكه عقلاء عالم اعتبار كنند كه چراغ قرمز علامت توقف است اين معنا را دارد و به محض اينكه اعتبار عوض شود اين معنا هم عوض مىشود . با حفظ اين دو مقدمه مىگوئيم : حسن و قبح بالمعنى الاول از امور واقعيهاى است كه در خارج موجود است و به اختلاف سليقهها و مشربها مختلف نمىشود و تابع ادراك و تعقل كسى هم نيست بلكه همه انسانها با همه سليقههاى گوناگون حكم مىكنند به كمال بودن يا نقص بودن آن و اصلا لازم نيست كه حكم كنند بلكه اگر هيچ انسان مدركى هم نباشد آن كمال يا نقص سر جاى خود هست . مثلا علم يك كمال است ، جهل يك نقص است ، ايمان يك كمال است و كفر يك نقص است و . . . خواه مدركى باشد يا نه و همه انسانها حكم مىكنند به كمال بودن آن . و اما حسن و قبح بالمعنى الثانى يعنى ملائمت و ناملايمت با نفس از امور واقعيه نيست و واقعيت خارجى ندارد بلكه تابع ادراك و سليقهها و طبيعتها است و لذا به اختلاف سليقهها مختلف است . برخى از امور هست كه در نزد همگان ملائم با نفس است