الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

28

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

حال مورد بحث و نزاع ميان اشاعره و عدليه در حسن و قبح همين معنى است كه اشاعره منكرند و مىگويند عقل عقلا جداى از بيان شارع نمىتواند بگويد اين كار حسن است و ينبغى ان يفعل ، و يا قبيح است و ينبغى ان يترك ولى عدليه مىگويند عقل عقلاى عالم استقلالا اين معنى را درك مىكند كما سياتى إن شاء الله تعالى . تنبيه : پس از اينكه معانى سه‌گانهء حسن و قبح را شناختيم اينك مىپردازيم به بيان نسبت ما بين اين معانى سه‌گانه از نسب اربع . جناب مظفر مطلب را سربسته گفته و رد شده فقط فرموده است : برخى از كارها ممكن است داراى حسن و قبح به هر سه معنى باشد مانند تعلم و احسان و . . . كه هم كمال است للنفس و هم ملائم با نفس است و هم عند العقلاء مما ينبغى ان يفعل است و برخى از كارها ممكن است به يكى از معانى سه‌گانه حسن و نيكو باشد ولى به دو معناى ديگر نه داراى حسن و نه قبح باشد و يا به دو معناى ديگر قبيح باشد و امثله‌اى هم آورده است و لكن تفصيل مطلب آنست كه : نسبت ما بين معناى ثانى از يك طرف با معناى اول و سوم از طرف ديگر عموم و خصوص مطلق است ، يعنى هر چيزى كه كمال يا نقص براى نفس باشد و عند العقلاء ينبغى فعله او لا ينبغى فعله باشد ، ملائم با نفس هم هست به لحاظ منافع و مصالحى كه بر او مترتب مىشود و يا ناملايم با نفس است به لحاظ مفاسد و مضارى كه برآن مترتب مىشود . مثلا ظلم هم قبيح است عند العقلاء كافة و هم نقص است و ناملائم با نفس يا احسان حسن است به هر سه معنى . اما اين‌طور نيست كه هر چيزى كه ملائم با نفس يا ناملايم با نفس بود كمال يا نقص هم باشد و يا ينبغى فعله او تركه هم باشد فى المثل غناء حسن است بالمعنى الثانى يعنى ملائم با نفس است و نفس انسان از او خوشش مىآيد تا آنجا كه بعضى گفته‌اند غذاى روح انسان است ولى حسن بالمعنى الاول و الثالث نيست يعنى غنا و آوازخوانى يك كمال براى نفس نيست ، آرى كمال براى صوت هست كه اين صوت بما هو صوت ، صوت كاملى است ولى كمال نفس نيست كه انسان مغنى يا مغنيه انسان كاملى باشد . و نيز عقلاء بما هم عقلاء حكم نمىكنند به بايسته بودن غناء ، و اينكه ينبغى ان يفعل ، يا مثلا شخصى كه عادت به سيگار و يا قليان