الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
25
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
به عبارت ديگر مانعة الجمع نيستند بلكه مانعة الخلو هستند . سپس مىفرمايد : حسن و قبح به اين معنى مورد نزاع عدليه و اشاعره نيست بلكه خود اشاعره هم قبول دارند كه حسن و قبح به معناى كمال و نقصان يك امر عقلى است و عقل ما استقلالا مىتواند او را بفهمد . كدام انسان است كه نداند كه علم حسن است و جهل قبيح است ؟ همه مىدانند لذا به آن فرد عامى و بىسواد محض هم اگر بگوئى تو دانا و عالمى بسيار خوشحال مىگردد چون يك كمال را به او نسبت دادهاى و اگر بگوئى تو جاهل و نادانى بسيار آزرده - خاطر مىگردد چون يك ضد ارزش را به او نسبت دادى و او بالفطره هرچه را كمال باشد دوست دارد و مىطلبد ، و اساسا در مسألهء دوم خواهيم گفت كه اينگونه قضايا و تصديقات از قضاياى يقينيات هستند و مابازاء خارجى و مطابق خارجى دارد و لا ريب فيه است و از محل بحث ما خارج است . [ ب : معناى دوم - لذت و الم ] ب : حسن و قبح به معناى لذت و الم يا ملائمت و منافرت با نفس . گاهى حسن و قبح گفته مىشود و از آنها اراده مىشود اين معنى ، يعنى مىگوئيم فلان امر حسن است يعنى لذت بخش است براى نفس انسانى و ملائم با طبع انسان است و يا فلان امر قبيح است ، يعنى نفرتآور و ناسازگار با طبع انسان است و انسان از او تنفر و اشمئزاز دارد يعنى بدش مىآيد . حال حسن و قبح به اين معنى هم همانند حسن و قبح به معناى اول هم وصف افعال اختياريهء انسان واقع مىشود و هم وصف متعلقات افعال انسان ، مثلا در مورد متعلقات افعال انسان گفته مىشود : فلان منظره حسن و جميل است يعنى لذتبخش و سازگار با طبع انسان است و انسان از او خوشش مىآيد و او را مىخواهد در اينجا منظره متعلق فعل انسان است و فعل انسان نظر و مشاهده است . يا مثلا هذا الصوت حسن مطرب يعنى فلان صدا زيبا و به طربآورنده است ، يعنى لذتبخش است ، باز صوت متعلق فعل انسان است و فعل انسان استماع و شنيدن صوت است يا مثلا هذا المذوق حلو حسن يعنى اين چشيده شده شيرين و پسنديده است ، يعنى ملائم با طبع است و دلخواه انسان است . باز هم متعلق فعل انسان است و فعل انسان ذوق و چشيدن است . و