الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
19
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
قبيح تشخيص داد شارع مىگويد . لا تفعل ؟ هر دو محتمل است و بايد در جاى خود اثبات شود . حال اين مرحلهء رابعه با هر سه بعدش در مباحث حجت طرح خواهد شد و فعلا بحث ما در بخش ملازمات عقليه در باب مستقلات راجع به مراحل سهگانه قبل است كه به ترتيب تحت عنوان سه مبحث مطرح مىسازيم : المبحث الاول ( التحسين و التقبيح العقليان ) مبحث اول از سه مبحث مورد نظر در ملازمات عقليه مربوط به حسن و قبح عقلى اشياء است . قبل از ورود در اصل بحث مقدمتا تاريخچه اين مسئله را بطور اجمال عنوان مىكنيم : مباحث كلامى از نيمهء اول تاريخ هجرى شروع شده است و قديمىترين مسئلهء كلامى مسئله جبر و اختيار بود كه آيا انسان موجود مختار است يا مجبور ؟ از آنجا كه هر انسانى علاقه دارد كه از سرنوشت خويش آگاه گردد ، لذا اين بحث عنوان شد . اين بحث خودبخود به دنبالش مبحث عدالت را مطرح ساخت . علماء علم كلام در رابطه با عدالت دو دسته شدند : 1 - معتزله كه طرفدار عدل و اختيار بودند . 2 - اشاعره كه طرفدار جبر و اضطرار شدند . معتزله مىگفتند : عدل حقيقتى است كه خداوند كارهايش را بر معيار آن انجام مىدهد . اشاعره مىگفتند : عدل منتزع از فعل حق است و هر كارى كه او كند عين عدل است . اين بحث خودبخود حسن و قبح ذاتى افعال را مطرح ساخت كه آيا بطور كلى افعال داراى صفت ذاتى حسن و قبح هستند ؟ يعنى مثلا عدالت و احسان فى حد ذاته نيكو و بايستنى است ، و دروغ و ظلم فى ذاته زشت و نبايستنى است ؟ يا زشت و زيبا امرى اعتبارى و قراردادى است ؟ اين بحث به دنبالش پاى عقل و مستقلات عقليه را مطرح و به ميان آورد و چنين مطرح شد كه آيا عقل در ادراك حسن و قبح اشياء استقلال دارد و به تنهايى قادر است به تشخيص آنها يا نياز به كمك شرع دارد ؟ معتزله طرفدار حسن و قبح عقلى شدند و اشاعره منكر آن . كمكم دامنه اين