الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

164

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

حال وقتى ما اين مبنى را پذيرفتيم در ما نحن فيه در رابطه با مشكل عباديت طهارات ثلاث مىگوئيم : كسى كه مقدمات عمل را انجام مىدهد تارة به قصد توصل به ذى المقدمه نيست ( مثلا تطهير ثوب مىكند براى اينكه از نظافت خوشش مىآيد و از كثافت متنفر است ) . ولى تارة : اين مقدمات را انجام مىدهد به قصد توصل به ذى المقدمه در اين صورت از همان ابتدا كه شروع مىكند به انجام مقدمات در انجام خود ذى المقدمه وارد شده آنگاه اتيان به مقدمات خودش امتثال امر نفسىاى است كه مولى نسبت به ذىالمقدمه‌اى دارد كه او خود عبادت است و كسى كه به عنوان توصل وارد انجام مقدمات شود اين عمل اطاعت مولى است و انقياد در برابر مولى است و لذا عبادت است و ثواب هم دارد و نيازى هم به وجوب غيرى و آمدن امر مقدمى شرعى نداريم . و من هنا : از همين‌جا كه اگر مكلف مقدمات عمل را به قصد توصل به ذى المقدمه اتيان كند بر اين مقدمات ثواب داده مىشود مىگوئيم اين مطلب اختصاص به مقدمات عباديه ندارد بلكه كليهء مقدمات واجب چه مقدمات عبادى و چه غير عبادى اگر به قصد توصل به ذى المقدمه اتيان شوند اتيان به مقدمه شروع در امتثال ذى المقدمه است و فاعل آن مستحق مثوبت است . پس اگر تطهير ثوب كند به قصد توصل ثواب دارد ، اگر قطع مسافت كند به قصد توصل ثواب دارد و . . . و مؤلف گويد اين سخن اختصاص به مقدمات واجب ندارد بلكه در كليهء واجبات چه واجبات نفسيه و ذى المقدمه و چه واجبات مقدمى ، چه تعبديات و چه توصليات اگر به قصد قربت انجام بگيرند ثواب دارند مثلا انقاذ غريق اطفاء حريق تجهيز ميت و . . . اگر به قصد قربت اتيان شوند ثواب دارند و بلكه دائرهء مطلب را توسعه داده مىگوئيم در كليهء افعال مباح ( مانند اكل و شرب و . . . ) نيز اگر قصد قربت كند ، ثواب برآن اعمال مترتب مىگردد . منتهى ميان واجبات تعبديه و مقدمات عباديه با واجبات توصليه و مقدمات غير عباديه يك تفاوت وجود دارد و آن اينكه در واجبات توصلى مثل انقاذ غريق و مقدمات غير عباديه مثل تطهير ثوب و بدن از خبث قصد قربت كردن لازم نيست به هر قصد انجام پذيرد مطلوب حاصل است ولى در واجبات تعبديه مثل نماز و مقدمات عبادى مثل وضو قصد قربت لازم و شرط است و