الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
160
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
تركى در كار نيست بلكه وجوب فعل و منع از ترك در كار است . و سر اينكه استحباب بعد از آمدن امر غيرى هم باقى است آن است كه استحباب در حقيقت مرتبهء ضعيفهء طلب است و وجوب مرتبهء شديدهء آن و اگر وجوب آمد و بر استحباب عارض شد چنين نيست كه استحباب به كلى معدوم شود و جاى آن وجوب گذاشته شود بلكه آمدن وجوب موجب اشتداد وجود استحباب مىشود و او را به مرحلهء شديده و قويه مىرساند پس وجوب در حقيقت استمرار و ادامهء همان استحباب است نه امرى بريده و منقطع از آن نظير سواد ضعيف و قوى كه اگر شما رنگ سياه ضعيف و كمرنگ را بر او افزوديد و شديدتر گرديد و پررنگتر شد اين معنايش انعدام مرتبهء ضعيفه نيست بلكه مرتبهء ضعيفه هست و الآن كاملتر و شديدتر شده . و هكذا در جانب بياض پس در حقيقت يك وجود است كه استمرار دارد زمانى به رنگ استحباب بود و جواز ترك داشت و زمانى ديگر به رنگ وجوب درآمده و جواز ترك ندارد و نظير اينكه دانشآموز معلوماتى را كه امسال كسب كرده در سال آينده كاملتر مىسازد نه اينكه معلومات قبلى را به كلى از دست بدهد و معلومات جديد پيدا كند و نظير افزودن درجهء حرارت آب تا به سرحد صددرجه برسد و تبديل به بخار شود حال وقتى كه عباديت اين طهارات ثلاث از ناحيهء امر نفسى استحبابى درست شد آنگاه مىگوئيم : امر غيرى ما را دعوت مىكند به جانب عملى كه فى نفسه عبادت است و عباديت آن از ناحيهء امر غيرى نيامده تا ما دچار مشكل باشيم اين بهترين جواب است به نظر ما . دو نكته : 1 - اين جواب در كفايه مرحوم آخوند آمده و در فوائد ميرزاى نائينى نيز بيان شده . 2 - اين جواب مبتنى بر دو معنى است : الف - مقدمهء واجب وجوب شرعى داشته باشد . ب - در عباديت عبادت قصد امتثال امر لازم باشد و هر دو مبنى را ما قبول نداريم كما سياتى .