الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
158
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
درست كن نيست و صرفا يك امر توصلى است بلكه عباديت آن پيش از فرض تعلق امر غيرى مفروض الحصول قرار گرفته ، سپس امر غيرى به آن تعلق گرفته و وقتى عباديت آن فى نفسه ثابت گشت آنگاه مشكل ثانى حل مىشود كه جريان استحقاق ثواب باشد و مىگوئيم بر انجام وضوء ثواب هم مترتب مىشود بدان جهت كه وضوء فى حد نفسه عبادت است و هر عبادتى ثواب دارد و اين استحقاق ثواب از ناحيهء امر غيرى نيامده تا شما بگوئيد امر غيرى امر توصلى است و موجب استحقاق ثواب يا عقاب نيست . با اين بيان تا اينجا ما هر دو مشكل را جواب داديم و لكن از اين بيانات ما يك اشكال بزرگترى توليد مىگردد و آن اينكه : مقدمتا بايد بدانيم كه در باب عباديت يك عملى اختلاف است كه آيا مصحح عباديت عمل عبارتست از قصد امتثال امر و يا وجود رجحان و مطلوبيت ذاتيه كفايت مىكند در عباديت يك عمل و اتيان آن به قصد قربت ؟ در مسئله دو قول وجود دارد : 1 - مشهور علماء عقيده دارند كه عباديت عبادت در گرو قصد امتثال امر است كه بايد بالفعل امرى باشد و عمل به قصد آن امر اتيان شود تا عبادت باشد . 2 - گروهى از علماء متأخر برآنند كه وجود مطلوبيت ذاتيه كفايت مىكند در عباديت يك عمل و استناد آن بسوى مولى و انجام آن به قصد قربت و لو امر فعلى از مولى صادر نشده باشد و عقيدهء مظفر همين است كما سياتى در همين بحث و مباحث آينده مكررا ، حال اشكالى كه مطرح مىشود بنا بر معناى مشهور است و آن اينكه : مستشكل مىگويد : اگر عباديت طهارات ثلاث از ناحيهء امر غيرى درست نشده باشد پس با كدامين امر عباديت آنها درست شده ؟ بيان ذلك : از طرفى فرض اينست كه اين طهارات ثلاث هيچ امر ديگرى ندارند به جز همان امر غيرى و مقدمى و از طرفى هم فرض اينست كه بنا بر قول مشهور قوام عباديت عبادت به اينست كه امرى به او تعلق گرفته باشد و عمل به قصد امتثال امر اتيان شود تا عبادت شود و الا عباديت نخواهد داشت پس باز هم بالاخره مطلب