الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

148

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

از شرائط عامه و اوليهء تكليف باشد مثل ( بلوغ ، قدرت ، عقل ، حياة ، و . . . ) . معناى اين سخن شيخ آنست كه در كليهء واجبات ، اصل وجوب كه مدلول هيئت امر است هميشه و در همه جا مطلق و فعلى است و مشروط به هيچ شرطى نيست حتى قبل البلوغ هم وجوب فعليت دارد و جميع شرائطى كه در واجبات اعتبار شده‌اند چه شرعيه و چه عقليه شرط واجب و قيد مادهء امر هستند روى همان استدلالى كه دارد . منتهى شرائط و قيود واجب بر دو قسمند : 1 - برخى از اين قيود ، قيودى هستند كه اخذ شده‌اند در واجب بنحو مفروض الحصول و الوقوع يعنى مولى فرض وجود آنها را نموده و فرموده اگر اتفاقا اين قيد موجود شد بايد اين عمل را انجام دهى اين‌گونه شرائط واجب التحصيل نيستند و حكمشان حكم شرط الوجوب است على قول المشهور . 2 - برخى ديگر از قيود هستند كه بنحو مفروض الوجود و الحصول اخذ نشده‌اند بلكه تحصيل آنها بر خود مكلف لازم و واجب است مقدمه للوصول الى الواجب ( مثل وضوء للصلاة و قطع المسافة للحج و . . . ) . حال بنا بر تصوير شيخ هم باز وجوب هميشه فعلى است پيش از آنكه وقت واجب فرابرسد باز هم ذى المقدمه قبل الوقت وجوب دارد پس اولا وجوب مقدمات مفوته قبل از وجوب ذى المقدمه نيست تا شما اشكال كنيد . و ثانيا استحقاق عقاب بر ترك واجب بواسطهء ترك مقدمه كاملا بجا است فلا اشكال . سؤال : فرق ما بين واجب مشروط شيخ با واجب معلق صاحب فصول چيست ؟ جواب : هر دو معتقدند كه وجوب قبل الوقت فعلى است منتهى صاحب فصول اين سخن را تنها در واجبات موقته فرموده و شيخ در مطلق واجبات مشروطه گفته چه آنها كه شرطشان وقت بوده باشد و چه آنها كه شرطشان غير وقت باشد حتى بالنسبه به شرائط عامه تكليف . راه حل سوم : 3 - بعضى از بزرگان اين مشكل را از راه شرط متأخر حل نموده‌اند و آن اينكه فرموده‌اند ما بر خلاف صاحب فصول و بر خلاف شيخ انصارى معتقديم كه وقت در واجبات موقته شرط اصل وجوب است نه شرط واجب و لكن مدعى هستيم كه اين