الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
104
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
واقعى پيدا شده است ؟ شق ثالثى در كار نيست ؟ اگر مرادتان اين است كه حكم الله واقعى متبدل مىشود مىگوييم اين سخن باطل است چون تالى فاسد دارد و آن اينكه اين حرف مستلزم قول به تصويب است يعنى معناى اين سخن آنست كه احكام الله تابع آراء مجتهدين باشد و با تبدل راى مجتهد حكم الله هم منقلب مىشود و التصويب بهذا المعنى مجمع على بطلانه عند الإمامية اگر مرادتان اين است كه تبدل در حجت پيدا شده يعنى تا به حال حجت بر حكم واقعى خبر واحدى بوده و از حالا حجت ديگرى است ، باز از شما مىپرسيم آيا به نظر شما آن حجت قبلى فقط نسبت به اعمال گذشته آن هم در همان زمان گذشته حجيت داشته نه مطلقا ؟ و يا اينكه آن حجت قبلى مطلقا حجت بود چه نسبت به اعمال ماضيه و چه اعمال آتيه و چه آثار اعمال سابقه ؟ اگر شق اول را انتخاب كنيد خواهيم گفت كه اين فايدهاى ندارد و به درد قول به اجزاء نمىخورد چون حجت قبلى نسبت به زمان خودش حجت بود و اطلاق ندارد كه نسبت به زمان آينده هم حجت باشد ، تا دلالت كند بر اجزاء و عدم لزوم اعاده بعد كشف الخلاف بالحجّة المعتبرة اللاحقة . و اگر شق ثانى را انتخاب كنيد ما مىگوئيم اين سخن باطل است . زيرا پس از دسترسى مجتهد به حجت معتبرهء جديد كه راى مجتهد متبدل مىشود معناى اين تبدل آن است كه آن مدرك سابق يا مطلقا حجت نبوده چه نسبت به اعمال گذشته و چه آينده و مجتهد خيال مىكرده كه حجت است و يا اگر حجت بوده حجيت مطلقه نداشته كه حتى نسبت به اعمال لاحقه هم حجت باشد بلكه حجيتش منحصر به ظرف زمان خودش بوده است ، اين است معناى تبدل اجتهاد نه اينكه معنايش اين باشد كه آن مدرك اولى مجتهد حجيت مطلقه دارد و اين مدرك جديد هم حجيت مطلقه دارد تا نتيجه ، قول به تعارض و تساقط يا ترجيح احدهما باشد « و لذا ما در اول قيد كرديم به حجيت معتبرهء فعليه كه از حالا به بعد وظيفه برطبق اين حجه باشد حالا يا از باب اينكه اين حجت مقيد حجت قبلى است يا خاصى است نسبت به او و يا معارض اقوى است علىاىحال اين كه آمد حجت قبلى از فعليت مىافتد . » بنابراين فلا وجه للقول بالاجزاء . و اما تبدل تقليد : باز هم مقتضاى تقليد ثانى اين است كه اعمالى كه در گذشته برطبق