الشيخ محمد السند ( مترجم وتقرير : كاشانى )

69

شيوه هاى نوين عزادارى بدعت يا سنت ؟

داده وحكايت از حال او مىكند . در حقيقت اين زبان حال امام نيست چون او چنين حالى ندارد . از اين رهگذر نادرست بودن بسيارى از اعترضات بر شعائر حسينى روشن مىشود ، اعتراضاتى كه مبتنى بر عدم درك صحيح از زبان شعر وحماسه واحساسات است . گاهى مطلبى به زبان شعر بيان مىشود كه اصلا در خارج رخ نداده است ، اما بيانگر يكى از معانى واقعى مىباشد كه شاعر با استفاده از قدرت تخيّل آن را به تصوير كشيده ، و از اين رهگذر اثر مضاعفى بر شنونده مىگذارد . از باب نمونه وقتى حافظ مىگويد : اگر آن ترك شيرازى به دست آرد دل ما را * به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را او واقعاً نمىخواهد سمرقند و بخارا را پيشكش يك خال هندو كند ، او كه گاهى محتاج نان شب بوده چگونه مىخواهد اين دو منطقه ثروتمند را يك جا به كسى ببخشد ؟ ! قصد واقعى او بيان شدّت علاقه واشتياق به معشوق ووصال اوست كه در اين قالب بيان شده است . شاعر ديگرى از همين شيوه استفاده كرده واشتياق فراوان جناب ليلا به فرزندش حضرت على اكبر عليه السلام را - بر فرض بودن آن جناب در كربلا - اين چنين به تصوير كشيده است : نذر علىَّ لإن عادوا وإن رجعوا * لأزرعنّ طريق الطفّ ريحانا يعنى : من نذر مىكنم كه اگر على اكبر و امام حسين سالم از معركه برگردند راه كربلا را گل بكارم .