محمد موسوى بجنوردى

85

علم اصول ( فارسى )

نيست ( مگر به مبناى كسى كه قائل به حرمت تجرى باشد كه قهرا خواهد گفت تارك مستحق عقاب است ) . ج . در خصوص عقاب و مسألهء استحقاق عقاب نسبت به ترك تعلم احكام شرعية و قوانين مدونة سه قول وجود دارد كه عبارتند از : اول ) ترك‌كننده مطلقا مستحق عقوبت است ، چه ترك تعلم سبب ترك واقع بشود يا موجب ترك واقع نشود . پس اگر كسى تعلم را ترك كرد و ياد نگرفت ، اين ترك موجب عقوبت است و تارك مستحق عقاب و محكوم به فسق است . قول مذكور را به مقدس اردبيلى و صاحب معالم و صاحب مدارك ( ره ) نسبت داده‌اند و منشأ آن‌هم قول اين بزرگان به وجوب نفسى تهيئى است . وقتى قائل به اين امر باشيم كه تعلم احكام و قوانين واجب به وجوب نفسى تهيئى است ، هنگامى كه تعلم اتيان نگردد ، ترك وجوب نفسى تهيئى شده است و بنابراين ، هركس ترك وجوب نفسى را بكند محكوم به فسق است و اين ترك موجب استحقاق عقوبت تارك خواهد بود . البته در محل خود گفته شد كه وجوب نفسى مورد قبول نيست . در نتيجه ، اين قول نيز بر همان اساس پذيرفته نمىباشد . دوم ) قول ديگر اين است كه عقاب ترك تعلم جنبهء مطلق ندارد ، بلكه در صورتى است كه موجب ترك واقع گردد . پس ، به‌طور مقيد ، اگر ترك تعلم سبب شود كه واجب از من فوت شود ، اين ترك كه « مؤداى الى ترك الواجب » است حرام است و موجب عقاب و تارك آن نيز محكوم به فسق مىباشد . مطلب مذكور لازمهء نظر مرحوم نائينى ( ره ) است كه قائل به وجوب نفسى به عنوان « متمم الجعل » مىباشند - بدين بيان كه عقل حاكم است بر وجوب حفظ