محمد موسوى بجنوردى

76

علم اصول ( فارسى )

يا پس از آنكه شرايط حاصل شد ، امر واجب را اتيان كند و به مأمور به عمل نمايد ؛ واجب فوت مىشود و نياوردن مقدمات به دست او سبب فوت واجب شده است . در اينجا بايد يادآور شويم كه در باب تكاليف فرموده‌اند قدرت از جمله شرايطى است كه در صحت تكليف معتبر است ؛ يعنى اگر شخص قدرت نداشته باشد ، تكليف غلط است . « 1 » ضمنا بايد دانست كه قدرت بر دو قسم است : يك قدرت عقلية و ديگرى قدرت شرعية است . با بيان فرق بين قدرت عقلية و قدرت شرعية ، به تعريف آن نيز مىرسيم . قدرت عقلية ، ثبوتا و در مقام نفس الامر و واقع ، دخيل در ملاك نيست ؛ يعنى در واقع و در نفس الامر و در مقام ثبوت دخالتى ندارد . علاوه بر اين ، در مقام اثبات و در متعلق تكاليف هم ذكر نمىشود و در لسان دليل نمىآيد : شارع هنگامى كه مىخواهد جعل و تشريع كند در لسان خود نمىگويد كه اگر قدرت داشتى اين كار را بكن . بنابراين ، قدرت عقلى نه در لسان دليل ذكر مىشود ( در مقام اثبات ) و نه در مقام ثبوت در ملاك و مصلحت دخالت دارد . البته بدون اين قدرت تكليف نمىشود ، اما در ملاك و مصلحت ( مقام ثبوت ) دخالت ندارد و در لسان دليل ( مقام اثبات ) هم اخذ نمىشود . بر خلاف قدرت شرعية كه هم در مقام ثبوت و در مقام نفس الامر و واقع دخالت دارد - به حيثى كه اگر اين قدرت نباشد ، ملاك نيست و مصلحت نمىباشد - و هم در لسان دليل و در مقام اثبات

--> ( 1 ) زيرا حقيقت امر بعث به احد طرفى المقدور است و چنانچه قدرتى در كار نباشد ، بعثى هم در كار نيست .