محمد موسوى بجنوردى

68

علم اصول ( فارسى )

مَحْمُوداً » « 1 » ما به واجب معلق اعتقاد داريم . يعنى وجوب را فعلى و واجب را استقبالى مىدانيم . تفاوت جوهرى بين واجب مشروط و معلق اين است كه در واجب مشروط قبل از تحقق شرط « لا يكون وجوبا و لا واجبا » است ، اما در واجب معلق قبل از تحقق شرط « وجوب يكون فعليا و واجب يكون استقباليا » است . در نتيجه ، تعليق در جانب ماده ( واجب ) مىباشد . خلاصه آنكه ، اگر قيد را به هيئت برگردانيم ، نتيجهء واجب مشروط مىشود و اگر قيد را به ماده برگردانيم ، واجب معلق و وجوب فعلى مىشود . لكن به نظر مىرسد ، هيئت معناى حرفى است . همان‌طور كه قبلا ذكر كردم « 2 » حاج ملا هادى سبزوارى در منظومه اقسام موجودات را در عالم عين به چهار قسمت تقسيم مىكند . همچنين ، در منطق خوانده‌ايم كه قضايا يا ثنائيه هستند يا ثلاثيه . در قضاياى ثنائيه چون محمول عين موضوع است نياز به وجود رابط نداريم . لذا ادبا در جانب وجود از آن به « كان تامّه » و در جانب سلب به « ليس تامّه » تعبير مىكنند . چون در جانب سلبى ، محمول عدم مطلق و در جانب اثباتى ، محمول وجود مطلق است ؛ لذا وجود رابط نياز ندارد . حمل عبارت است از هوهويت ، وقتى محمول عين موضوع شد ، هوهويت حقيقى است و نياز به ربط ندارد تا هوهويت درست شود . اما اگر قضيه ثلاثيه باشد ، كه محمول با موضوع

--> ( 1 ) الاسراء ( 17 ) : 78 و 79 « نماز را وقت زوال آفتاب تا اول تاريكى شب به پا دار و نماز صبح را نيز به جاى آر كه آن نماز مهم و به حقيقت مشهود است . و بعضى از شب بيدار و متهجد باش و نماز شب خاص توست به جاى آور . باشد كه خدايت به مقام محمود مبعوث گرداند . » ( 2 ) در قسمت صيغه و هيئت امر ، ص 38 .