محمد موسوى بجنوردى

51

علم اصول ( فارسى )

پس در واجبى كه شك داريم بايد آثار تعبديت را برآن بار كنيم . لكن مبناى ما ، عدم صحت فرمايش مرحوم آخوند ( ره ) است ؛ زيرا تحصيل غرض مولا كار عقل نيست . عقل صرفا به اطاعت از آنچه مولا امر كرده هشدار مىدهد . بنابراين سخن مرحوم آخوند ( ره ) صحيح نيست و ما قائل به متمم الجعل هستيم . لذا بايد به اصل برائت عمل كنيم و نتيجه توصليت مىشود . اما بر مبناى مرحوم آخوند ( ره ) بايد اصالة الاحتياط را جارى كرد . به‌طور كلى ، در مسألهء اطاعت و هشدار به اطاعت ، يگانه مرجعى كه مىتواند دستور دهد ، حكم عقل است . شارع مقدس نمىتواند در مسألهء اطاعت و كيفيت آن وارد شود ، چه در اين صورت كار به تسلسل مىكشد . چون اگر شارع امر كند نماز بخوانيد ، بايد امر ديگرى هم داشته باشد كه از اين امر من اطاعت كنيد . همچنين ، بايد امر ديگرى هم داشته باشد كه از امر قبلى من اطاعت كنيد و جريان به‌همين‌صورت ادامه پيدا مىكند . مطابق قاعده « كلما يلزم من وجوده تكرره ، فهو محال » . هرچه بالا برويم ، بايد يك امر ديگرى بيايد و بگويد آن را اطاعت كن . بنابراين هميشه در مسألهء اطاعت و كيفيت اطاعت يگانه مرجعى كه مىتواند هشدار دهد حكم عقل است و نه هيچ‌چيز ديگر . پرسشى كه مطرح مىشود اين است كه مسألهء قصد قربت و قصد امر از انحاء كيفيت اطاعت است . اطاعت امر تعبدى به اين است كه بنده ذات عمل را مقرون به قصد قربت بياورد . چه اگر امر تعبدى را بدون قصد امر بياورد ، اطاعت نكرده است . از آنجا كه مسألهء قصد قربت در انحاى كيفيت اطاعت داخل مىشود ، آن را به