محمد موسوى بجنوردى

29

علم اصول ( فارسى )

بخواهيد انشاى طلب هم بكنيد تا قبلش قصد نكنيد ، نمىتوانيد انشاء كنيد . پس هيچ‌گاه ارادهء حقيقى از طلب انشائى جدا نيست ، منتها ارادهء انشائى معنا ندارد . طلب انشائى غلط است . بايد بگوييم انشاء الطلب . هركجا كه قرار است انشاء الطلب كنيم ، انشاء الطلب اول در افق نفس پديدار مىشود و سپس در افق لفظ . بنابراين نمىتوانيم فرمايش مرحوم آخوند ( ره ) را بپذيريم . صيغه و هيئت امر تا اينجا راجع به مادهء امر بحث كرديم و به مناسبت بحث اتحاد طلب و اراده را مورد بررسى قرار داديم . حال ، به بررسى صيغه و هيئت امر در چند جهت مىپردازيم . 1 ) معانى صيغهء امر براى صيغهء امر معانى چون « تهديد ، انذار ، استهزاء ، طلب حقيقى و . . . » ذكر شده است . حال ، آيا اين معانى مشترك لفظى هستند يا مشترك معنوى يا در بعضى مشترك لفظى و در بعضى مشترك معنوى هستند يا برخى معناى حقيقى و برخى معناى مجازى دارند ؟ احتمالات زيادى در اين خصوص ذكر شده است ، اما واقعيت امر اين است كه هر هيئت امرى مركب است از ماده و هيئت امر . مادهء امرى ماده‌اى است كه به وضع نوعى براى حدوثى كذايى وضع شده باشد . مثلا مادهء ضرب « ض ، ر ، ب » مىباشد كه به وضع نوعى براى حدث كذايى يعنى زدن وضع شده است . به وضع آن وضع نوعى مىگويند ، چون احتمال دارد