محمد موسوى بجنوردى

20

علم اصول ( فارسى )

حالت انتظار وجود ندارد . ارادهء تشريعى خداوند عبارت است از علم ربوبى به صلاح و رشاد جامعه . ذات بارىتعالى به همان علم حضورى اگر صلاح و رشاد جامعه را در انجام فلان عمل ديد ، جامعه را به سوى آنچه مصلحت ، رشاد و كمال است ، سوق مىدهد . اما وقتى علم ربوبى به اين تعلق گرفت كه فلان عمل موجب مفسده و فساد جامعه است ، قهرا مردم را از ايجاد فلان عمل كه در آن مفسده هست منزجر مىكند . انجام آنچه در آن مصلحت است و ترك آنچه در آن مفسده است وقتى براى انسان ارزش دارد و موجب كمال او مىشود كه با اختيار و طوع خود انجام شود . انسان بذاته موجودى مختار است . به قول مولوى : اينكه گويى اين كنم يا آن كنم * خود دليل اختيار است اى صنم هر انسانى برحسب هويّت وجودى خود اين حالات را دارد كه هم مىتواند كارى را انجام دهد و هم مىتواند انجام ندهد . خداوند متعال به انسان عقل ، فطرت ، هدايت تكوينى و تشريعى عطا فرموده و لذا حجت بر او تمام است . او انسان را از هر حيث آگاه كرده است كه مصلحت در چه چيز و مفسده در چه چيز است . حال ، اگر انسان ترك مصلحت كند و يا خودش را در مفسده بيندازد ، خودش با اراده و اختيار خودش اين كار را انجام داده است . لذا نبايد به خدا اشكال كرد كه چرا اين فرد مقرّب و ديگرى را منحط قرار دادى . فردى به اختيار خود افعالى را انجام مىدهد كه موجب قرب به حضرت ربوبى مىشود و ديگرى به اختيار خود كارهايى را انجام مىدهد كه موجب بعد از حضرت ربوبى