محمد موسوى بجنوردى
16
علم اصول ( فارسى )
است ، اطاعت مىكند . در اينجا مىفرمايد : « فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ » ؛ يعنى ابراهيم هم مصمّم شد كه اسماعيل را ذبح كند و اسماعيل هم در مقابل پدر تسليم محض شد . « تَلَّهُ لِلْجَبِينِ » اسماعيل ( ع ) پيشانيش را بر زمين گذاشت تا ذبح شود ، سپس از طرف خداوند خطاب آمد كه « قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا » يعنى تو ديگر اطاعت كردى . ابراهيم هرچه تلاش كرد كه با چاقو گردن پسرش را ببرد نتوانست و چاقو نبريد . چاقو به زبان تكوين به حضرت ابراهيم ( ع ) عرض كرد : « الخليل يأمرنى و الجليل ينهانى . » در اين حادثه هدف چه بوده است ؟ آيا ارادهء خداوند تعلق گرفته كه ابراهيم ( ع ) اسماعيل ( ع ) را ذبح كند يا اختبار و امتحان حضرت ابراهيم ( ع ) بوده است ؟ چون حضرت ابراهيم ( ع ) سالها صاحب فرزند نمىشد و خداوند اسماعيل را در سن پيرى به او عطا كرد و حضرت ابراهيم ( ع ) علاقهء عجيب و غريبى به اسماعيل ( ع ) داشت . خداوند تبارك و تعالى با ابراهيم چه كرد ؟ خداوند - تبارك و تعالى - ابراهيم را امتحان كرد . امتحان نه از جهت اينكه - نعوذ باللّه - خداوند جهل داشت و نمىدانست اطاعت ابراهيم ( ع ) تا چه حد است ، بلكه به جهت اينكه خود صبر و مورد امتحان قرار گرفتن ، موجب استكمال انسان مىشود . همينكه ابراهيم ( ع ) در اين موضع قرار گرفت كه بايد فرزندش را قربانى كند و اين ماجرا را به اسماعيل گفت ، اسماعيل سيزدهساله پاسخ داد : « يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ » و خودش پيشنهاد كرد دست و پايم را ببند كه دست و پا نزنم و صورتم را روى زمين بگذار كه چشمت به من نيفتد و رحم پدريت برانگيخته نشود . اين وقايع سبب استكمال ابراهيم ( ع ) و همچنين اسماعيل ( ع ) شد . اينجا اشاعره مىگويند كه در اين واقعه ارادهء خدا در كار نبود ، بلكه طلب او در