محمد موسوى بجنوردى
96
علم اصول ( فارسى )
و حق نيز همين است . در اين حال ، معنى حجيت امارات آن است كه طرق و امارات مذكور در عالم اعتبار تشريعى به عنوان كشف متعلق اماره و ارائهء آن و راهبرى به جانب آن متعلق تلقى مىشود و چون در طرق و امارات ظنية اين جهت ذاتى نيست ، بنابراين نيازمند آن است كه از طرف معتبر ( يعنى كسى كه اعتبار در دست اوست ) جعل گردد و در اينكه جعل از سوى عقلا صورت بگيرد و اين جعل از طرف شارع امضاء شود يا شارع ابتدا آن را جعل كرده باشد ، فرقى نيست . اين نكات هنگامى مطرحند كه مؤداى امارات حكم شرعى كلى ، اعم از تكليفى يا وضعى ، باشد . اما اگر متعلق امارات موضوعى خارجى باشد كه واجد حكم شرعى است ، به نظر ما كه حجيت امارات را به اعتبار طريقيت و كاشفيت آن مىدانيم و موضوعيت و سببيت آن را نمىپذيريم ، ديگر محلى براى احتمال إجزاء باقى نمىماند ؛ زيرا موضوع خارجى به واسطهء اقامهء طرق و امارات تغيير نمىكند . گرچه قول به سببيت و موضوعيت اماراتى كه قائم بر موضوعات خارجى است ممكن است - زيرا تصويبى كه به اجماع فقها باطل است ناظر به احكام است و مربوط به موضوعات خارجى نمىباشد - با اين همه آنچه راه را بر نظر اول كه طريقيت و كاشفيت است هموار مىسازد اين است كه اولا ادلهء حجيت طرق و امارات در موضوعات خارجى مشعر بر طريقيت آنهاست نه موضوعيت و سببيتشان و ثانيا لسان ادلهء حجيت امارات هم در احكام و هم در موضوعات يك لسان است و چون نمىتوان در مورد احكام قائل به سببيت و موضوعيت