محمد موسوى بجنوردى
94
علم اصول ( فارسى )
1 ) يكى از اين دو معنى را از اصول عملية به دست مىآوريم . موضوع اصول عملية شك در حكم واقعى است . به عبارت ديگر ، اصول عملية عبارتند از وظايفى كه شارع مقدس براى انسان جستجوگر مأيوس از يافتن دليل و درگير حالت شك و تحير وضع شده است . در مقابل اين اصول ، ادلهء اجتهاديهء احكام واقعى قرار مىگيرند كه علم و جهل در آنها مناط نمىشود . 2 ) در واقع ، هر وظيفهاى كه براى جاهل وضع مىشود مشتمل بر احكام كليهاى است كه از ادلهء اجتهادى و اصول عملى و احكام جزئيهاى به دست مىآيد كه توسط اصول جارى در شبهات موضوعيه ثابت مىشود ، مانند قاعدهء « اصالة الصحة » و قاعدهء « يد » و قاعدهء « سوق » . مراد ما در اين مقام از حكم ظاهرى معنى دوم است . اما عمل بر خلاف واقع يا براساس امارهء معتبره انجام يافته است يا مبتنى بر اصل عملى بوده است . كشف خلاف نيز گاه يقينى و زمانى مبتنى براساس حجت معتبره است و بدين ترتيب چهار صورت به دست مىآيد كه چون دو صورت آن « 1 » از لحاظ حكم به يك صورت برمىگردد در اينجا بايد در سه مسألهء ديگر بحث كرد : الف . مجزى بودن انجام مأمور به با استناد به « امارهء معتبره » با وجود آنكه خلاف بهطور يقين كشف مىشود . انجام مأمور به با استناد به امارهء معتبره ممكن است به يكى از دو صورت ذيل
--> ( 1 ) اين دو صورت يكى عمل به مقتضاى اماره است و ديگرى اصل عملى ، هنگامى كه خلاف براساس حجت معتبره كشف گردد .