محمد موسوى بجنوردى

43

مقالات اصولى ( فارسى )

مىآورد فى الحقيقه همان مسائل فطرى بشر است . « كل مولود يولد على الفطرة » : « 7 » هر انسانى كه به دنيا مىآيد بر فطرت متولد مىشود . فطرت همان راستى و حقيقت درك عقلى خود اوست كه « يرى الاشياء بما هى هى . » در فكر و درك انسانى هيچ اعوجاج و انحرافى نيست . اين انحرافها و اعوجاجها مولود عوامل خارجى و محيط و جامعه‌اى است كه انسان در آن زندگى مىكند ، و الا انسان بما هو هو مولود على الفطرة . فطرت انسانى مىگويد كه وديعه را رد بكنيد ، و همين فطرت مىگويد كه ظلم و كذب قبيح است و صدق حسن است . يعنى همهء آن مسائلى كه در شرع مقدس آمده و به ما گفته شده است كه فلان امر حرام و فلان كار واجب است بر همگى آنها فطرت انسانى حاكم است . بنابراين ، پيامبران و كتابهاى آسمانى منزلهء ارشاد به حكم عقلى را دارند : « الاحكام الشرعيّة الطاف فى الاحكام العقلية . » احكام شرعى لطفى است نسبت به همان احكام عقلى . و مقصود از عقل همان عقل سليم است به تعبير شيخ انصارى ( رحمة الله عليه ) كه مىفرمايد : « العقل السليم الخالى عن هواجس الافكار و شوائب الاوهام . » البته نمىتوان مدعى شد كه انسان به همهء واقعيت و به كنه اشياء مىرسد . « 8 » اما به‌هرحال عقل به يك رشته از امور مىرسد . عقل مىتواند كشف داشته باشد و از معلول به علت برسد . چنانچه عقل ما علت وجوب را درك كرد و گفت مصلحت ملزمه دارد ، ما در آن باب قائل به وجوب مىشويم . و اگر علت حرمت را درك كرد كه همان مفسدهء ملزمه باشد ، قائل به حرمت مىگرديم .

--> ( 7 ) « اصول كافى » ، جلد 2 ، ص 13 ، چاپ تهران . ( 8 ) شيخ الرئيس ابو على سينا در « اشارات » مىفرمايند كه تعاريف اشياء كه ما با اين عقول ناقص خود به آن مىپردازيم تعاريف حقيقى نيستند ، يعنى تعريف به جنس و فصل نمىباشند . اين‌ها همه تعاريف به اظهر الخواص است ، و تعريف حقيقى را تنها ذات بارىتعالى مىداند . تعريف انسان به حيوان ناطق تعريف به جنس و فصل حقيقى نيست ، بلكه به اظهر الخواص است . اين‌ها نزديكترين و اظهر الخواص انسانىاند . ما اين مطلب را به طور سالبهء كليه نمىپذيريم و نمىگوييم كه اصلا به جنس و فصل نمىرسيم ، لكن به صورت سالبهء جزئيه مىپذيريم و مىگوييم كه در برخى از امور نمىتوان به كنه اشياء و حدود واقعيهء آنها رسيد ، و تعاريف ما در اين حالت شرح الاسم است : « اللهم أرنى الاشياء كما هى . »