محمد موسوى بجنوردى

8

مقالات اصولى ( فارسى )

يكديگر را اخذ مىكنند و هيچ‌وقت مطلب را به اين صورت به طرف خود تحميل نمىكنند كه : شما در صحبتهاى خود بايد طورى محاوره كنيد كه قطعى الدلاله باشد . در واقع ، ظاهر هر سخنى هم بر سامع و هم بر گويندهء آن حجت است و دو طرف مىتوانند با يكديگر احتجاج كنند . مقدمه دوم آن است كه شارع مقدس نيز با عقلا ، از اين حيث ، متحد المسلك است و راه و روش تازه‌اى نمىآورد ، زيرا خود رئيس عقلاست ، و از اين جهت مانعى نيست كه با آنها متحد المسلك باشد . البته در هر مورد كه متحد المسلك نباشد - نظير برخى از موارد - نظر خود را بيان مىفرمايد . اما مىدانيم كه در زمان پيامبر اكرم ، كه افراد را براى تبليغ مىفرستاد ، طريقه‌اى تازه بر خلاف طريقهء عقلا در مقام تفهيم مقاصد و بيان احكام شرعى نياورد . با ثابت شدن اين دو مقدمه ، نتيجه‌اى كه به طور قطع مىگيريم آن است كه ظواهر كلام نزد شارع حجت است ، و شارع مقدس ظن حاصل از ظواهر را حجت مىداند و از تحت عموم « اصالت عدم حجيت كل ظن » خارج مىكند . اكنون بايد ديد آيا حجيت ظواهر كتاب هم مثل ظواهر ديگر حجت است . عده‌اى منكر آن شده‌اند كه ظاهر كتاب حجت باشد . گروهى از اخباريان گفته‌اند ظهورات كتاب نسبت به كسانى كه مقصود بالافهام هستند حجت است ، اما در مورد كسانى كه چنين نيستند حجت نيست - مثل كسانى كه بعد از رسول الله آمده‌اند و يا در مدينه و يا در اطراف مسجدى كه آيه نازل شده است نبوده‌اند . در واقع ، « قرآن » مثل كتب علمى نيست كه مصنف و مؤلف آنها نظر به خوانندهء خاص ندارند و تمام نظرشان به اين است كه فرضيهء علمى را بيان كنند و قهرا هركس كه آن را بخواند و قبول كند برايش حجت باشد . كتاب از اين سنخ كتب نيست كه به مشافهين و حاضرين و مخاطبين كار نداشته باشد ، بلكه با آنها كار دارد و آنها را طرف حساب گرفته است . در اين معنى ، بعضى گفته‌اند كه مثلا وقتى كسى در جلسه‌اى صحبت مىكند ، مستمعان با توجه به قرائن حاليه متوجه مطالب مىشوند ؛ اما كسانى كه در جلسه نيستند يا بعد مىآيند ، چون قرائن را در دست ندارند ، مطالب بر آنها مخفى مىماند . در نتيجه ، نمىتوان به ظواهر كتاب عمل كرد . جواب اين مطلب آن است كه وقتى احتمال قرينه مىدهيم ولى نمىتوانيم