محمد موسوى بجنوردى
123
مقالات اصولى ( فارسى )
است . لهذا ، در باب صلات و امور ديگر مىگوييم كه در انقسامات ثانويه - مثل قصد قربت ، يا علم و جهل به حكم - يا مواردى ديگر از اين قبيل نمىتوان به اطلاق خطاب تمسك كرد و مثلا گفت واجب است يا واجب نيست ، بلكه بايد به نتيجة الاطلاق و يا نتيجة التقييد تمسك كرد ، كه اصطلاحا متمم الجعل گفته مىشود . ب . متكلم در مقام بيان جهتى است كه ما مىخواهيم از آن جهت به اطلاق تمسك كنيم . اما اگر متكلم اصلا در مقام بيان نبود ، بلكه در مقام اصل تشريع بود ، نمىتوان به اطلاق تمسك كرد . در مقام اصل تشريع حكم شارع مىفرمايد « يا ايها الذين آمنوا أقيموا الصلاة » ، و يا در مقام اصل تشريع يك معامله مىفرمايد « أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا . » در اينجا نمىتوان به اطلاق « أَحَلَّ اللَّهُ - الْبَيْعَ » تمسك كرد تا هرجا در مورد اعتبار و عدم اعتبار قيد و يا شرطى شك كرديم با اين اطلاق آن را برداريم . زيرا در اينجا شارع در مقام تشريع اصل مشروعيت بيع است . همچنين است وقتى كه شارع مىگويد « يا أيها الذين آمنوا أقيموا الصلاة . » در اينجا وى در مقام اصل تشريع نماز است . بنابراين ، اگر شك كرديم كه در صلات جزئى و يا شرطى معتبر است يا نه ، نمىتوان گفت كه بايد به اطلاق « أقيموا الصلاة » تمسك كرد و آن مشكوك الجزئيه و يا مشكوك الشرطيه را برداشت . چنين نيست و اطلاق وجود ندارد . چون وقتى كه ما اين مطلب را كه شارع در مقام اصل تشريع است احراز كرديم ، قهرا نمىتوان به اطلاق تمسك كرد . و نيز نمىتوان به اطلاق تمسك كرد وقتى كه شارع در مقام بيان از يكجهت نيست ، بلكه در مقام بيان از يكجهت ديگر است . براى مثال ، هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد « فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ » ، يعنى از آن چيزى كه كلب صيد مىگيرد بخوريد ، بايد ديد دستور « فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ » در مقام بيان چه مسألهاى است . در پاسخ مىگوييم شارع در مقام بيان حليت أكل لحم حيوانى است كه با اين خصوصيت صيد شده است . لكن اين مطلب كه دهان سگ با گوشت حيوان ملاقات كرده است و سگ هم نجس العين است و ، بنابراين ، بايد دهانزدهء آن را تطهير كرد ، داخل در اطلاق « فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ » نيست تا گفته شود نيازى به تطهير نيست . زيرا اطلاق از جهت حليت اكل لحم حيوانى است كه سگ آن