الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

93

أصول الفقه ( فارسى )

مثلا وقتى گفته مىشود : « زيد شير است » ، مطابق حقيقى شير همان حيوان درندهء خاص است ، كه طبعا به جعل و خلق تكوينى جعل و آفريده شده است . اما مردم انسان دلير را شير اعتبار مىكنند . در اعتبار مردم ، زيد شير است ، زيرا ايشان او را به خاطر دليريش كه مانند دليرى شير حقيقى است ، به منزلهء شير دانسته‌اند . از اين مثال دانسته مىشود كه احكام تكليفى چگونه اعتبارات شرعى مىباشند ، زيرا آمر وقتى از كسى مىخواهد كه كارى را انجام دهد به جاى آنكه او را مثلا با دستش به سوى آن كار براند ، امر را به داعى جعل داعى در درون نفس مأمور انشاء مىكند . اين انشاء براى آمر ، يك راندن و حركت دادن اعتبارى است و آن را به منزلهء راندن فيزيكى كه مثلا با دست صورت مىگيرد قرار مىدهد . همچنين نهى ، يك زجر و بازداشتن اعتبارى است كه به منزلهء منع و بازداشتن فيزيكى كه مثلا با دست صورت مىگيرد ، قرار داده مىشود . همين بيان دربارهء حجيت جعل‌شده براى اماره گفته مىشود : از آنجا كه قطع و يقين حقيقتا انسان را به واقع مىرساند و خودش طريق و راهى به سوى واقع است ، شارع امارهء ظنّى را راهى به سوى واقع اعتبار مىكند و با الغاى احتمال خلاف ، آن را به منزلهء قطع به واقع قرار مىدهد ، در نتيجه اماره قطع اعتبارى و طريق تنزيلى مىباشد . و مادام كه بتوان به درستى فرض كرد كه حجيت خودش اوّلا و بالذات اعتبار و جعل شده باشد وجهى ندارد كه آن را مجعول بالعرض و ثانيا بدانيم ، تا امرى انتزاعى بشمار آيد ، مگر آنكه مقصودشان از انتزاعى معنايى ديگر باشد ، كه عبارت است از : آنچه به نحو دلالت التزامى از دليل حكم مستفاد مىشود ، مانند اينكه حجيت اماره از امر به پيروى اماره استفاده شود ، مثل آنكه امام عليه السّلام بگويد : « عادل را تصديق كن . » كه با دلالت التزامى بر حجيت خبر عادل و معتبر بودنش نزد شارع دلالت دارد . البته مىتوان چنين معنايى را براى « انتزاعى » در نظر گرفت و مانعى ندارد كه گفته شود حجيت بدين معنا يك امر انتزاعى است ، اما بعيد است كه مقصود طرفداران انتزاعى بودن حجيت ، چنين معنايى باشد ، زيرا انتزاعى به معناى يادشده در برابر اعتبارى به معنايى كه شرح داديم ، نيست .