الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

311

أصول الفقه ( فارسى )

امثال ذلك است . بدنبال اين فرد ، شخص ديگرى نيز از او تقليد مىكند و اين كار ادامه پيدا مىكند و در نتيجه بتدريج بين مردم شايع مىشود بدون آنكه كسى آنها را منع كند و اين يا بخاطر غفلت است يا تسامح ، يا ترس يا غلبهء كسانى كه مرتكب آن عمل مىشوند . و لذا به كسى كه آنان را نصيحت مىكند گوش نمىدهند ، و يا بدلائل ديگرى سيره ادامه پيدا مىكند . و وقتى بر اين عمل مدتى طولانى بگذرد بگونه‌اى كه نسلها يكى پس از ديگرى با آن سيره روبرو شوند ، كم‌كم تبديل به سيرهء مسلمين مىشود و تاريخ گذشتهء اين عادت ، فراموش مىشود . و وقتى اين سيره مستقر شود ، ديگر خروج از آن ، به منزلهء خروج عليه عادات جا افتاده‌اى مىشود كه در نزد تودهء مردم از قداست و احترام برخوردارند . و لذا مخالفت با آنها از منكرات زشت شمرده مىشود . و در اين صورت چنين به نظر مىرسد كه آن عادت ، عادتى شرعى و سيره‌اى اسلامى است ، و مخالف با آن ، مخالف قانون اسلام و خارج از شرع است . و مىتوان سيرهء بوسيدن دست ، ايستادن باحترام كسى كه وارد مىشود ، و جشن گرفتن در عيد نوروز ، و آراستن مساجد و مقابر و . . . امثال اين‌ها از عادات اجتماعى جديد را از همين قبيل شمرد . و هركس كه فريب اين سيره‌ها و امثال آنها را بخورد ، نمىتواند به آنچه شيخ انصارى ( ره ) بدان رسيده ، برسد يعنى نمىتواند ادراك كند كه سرّ پيدايش عادات مردم در طول زمان چه بوده است و اينكه هر نسلى از انسانها ، در سلوك و جامعه و معاملات و ظواهر زندگى و پوشيدنيهايشان عاداتى دارند كه گاهى با عادات نسل ديگر كاملا اختلاف دارد . اين اختلاف در يك ملت و در يك منطقهء واحد است ، چه رسد به اختلافات بين برخى ملتها با ملتهاى ديگر و بعضى مناطق با مناطق ديگر . و تبدّل در عادات غالبا بتدريج و در طول زمان حاصل مىشود بگونه‌اى كه گاه خود كسانى كه تبديل بدست آنان صورت مىپذيرد ، آن را حس نمىكنند . و به همين خاطر ما اطمينانى به سيره‌هاى موجود در عصر خودمان نداريم كه آيا اين‌ها در اعصار اوليهء اسلام هم موجود بوده‌اند يا نه ! و با وجود شك در اين مسئله ، مناسب‌تر آن است كه اين سيره‌ها را حجت ندانيم چون صرف شك در حجيّت چيزى ، براى سستى حجيّت آن كافى است ، زيرا حجّت جز براساس علم ، استوار نيست .