الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

291

أصول الفقه ( فارسى )

باب ششم شهرت مقدمه شهرت در لغت معناى انتشار و روشنى را دربردارد . و از اينجاست كه مىگويند : « شهر فلان سيفه ؛ فلانى شمشيرش را بركشيد و آشكار كرد » و « سيف مشهور ؛ شمشيرى بركشيده و آشكار » . در اصطلاح اهل حديث ، شهرت به خبرى گفته مىشود كه راوى آن فراوان است به گونه‌اى كه به حدّ تواتر نرسد . به چنين خبرى ، مشهور و گاهى مستفيض گفته مىشود . همچنين در اصطلاح فقها ، شهرت به فتوايى گفته مىشود كه به حدّ اجماع نرسد . بنابراين شهرت نزد فقها هر فتوايى است كه قائل به آن فراوان است ، در برابر قول نادر . در اين اصطلاح فتوا ، مشهور خوانده مىشود ، چنان‌كه فتوا دهندگان فراوان خودشان نيز مشهور خوانده مىشوند . و مىگويند : مشهور برآنند كه . . . و مشهور چنين نظر داده‌اند . . . و به همين ترتيب . بنابراين ، شهرت در اصطلاح بر دو قسم است : 1 - شهرت در روايت ، و آن‌چنان‌كه گذشت ، عبارت است از شايع بودن نقل خبر از سوى چند راوى به گونه‌اى كه به حدّ تواتر نرسد . براى آنكه روايتى مشهور باشد لازم نيست عمل به آن نزد فقها شهرت داشته باشد ؛ گاهى شهرت دارد و گاهى شهرت ندارد . در بحث تعادل و تراجيح خواهد آمد كه اين شهرت از اسباب ترجيح دادن يك خبر بر خبر معارض با آن است .