الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
287
أصول الفقه ( فارسى )
به ظواهر آنها مراجعه كند ؟ بلكه اين روايات از اين جهت كمتر از ظواهر قرآن نيست ، بلكه كارشان دشوارتر است ، زيرا سند آنها نيز به تصحيح و بررسى و جستجو نياز دارد ، و به سبب آنكه پارهاى از آنها نقل به معنا شده است ؛ و در روايتى كه نقل به معنا شده ، عين الفاظ معصوم و عبارت و مراد وى احراز نمىشود ، و در بيشتر روايات نمىتوان احراز كرد كه عين الفاظ نقل شده است . * * * اما رواياتى كه در آن از تفسير به رأى نهى شده ، مانند اين نبوى مشهور كه مىفرمايد : « هركس قرآن را تفسير به رأى كند بايد جايگاهش را در آتش فراهم سازد . » پاسخش آن است كه تفسير قرآن غير از گرفتن ظاهر آن است ، و گرفتن ظاهر را تفسير نمىگويند . افزون بر آنكه مقتضاى جمع ميان اين روايات و اخبارى كه اخذ به كتاب و مراجعه به آن را روا مىشمارد ، آن است كه بگوييم مقصود از تفسير به رأى - برفرض كه شمول آن نسبت به گرفتن ظاهر را بپذيريم - شتاب كردن در اخذ به ظاهر براساس اجتهادهاى شخصى و بدون جستجو و بدون پيشينهء معرفت و تدبّر و آموزش است ، چنانكه تعليلى كه در بعضى از اين روايات آمده - كه در آن ناسخ و منسوخ و عام و خاص است - همين معنا را افاده مىكند . افزون بر آنكه مطالب بلندى در قرآن كريم هست كه جز اهل ذكر به آن دست نمىيابند ، و امورى در آن بيان شده كه بيشتر مردم از ادراك آن عاجزند . و هرچه علوم و معارف تكامل مىيابد اسرار تازهاى از آنكه بر مفسران پوشيده بود ، روشن مىگردد ، به گونهاى كه شگفتى و حيرت مىآفريند و اعجاز آن را از اين جهت محقق مىسازد . حقيقت آن است كه قرآن كريم جهات گوناگونى از ظهور دارد كه درجهء وضوح و خفاى آن متفاوت است ، و ظواهر قرآن از اين جهت نسبت به بيشتر مردم بر يك منوال نيست ، و هر كلامى اينگونه است ، و اين ويژگى ، كلام را از اينكه ظاهر باشد و بتوان به آن نزد اهلش احتجاج نمود ، خارج نمىسازد . بلكه گاهى يك آيه از جهتى ظهورى دارد كه بر هيچكس پوشيده نيست ، و ظهور