الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
285
أصول الفقه ( فارسى )
به ظاهر بدون جستجو از آنچه براى منصرف كردن آيات از ظاهرشان صلاحيت دارد ، و اينكه هركسى صلاحيت ندارد شتاب در اخذ به ظواهر كند ، اين سخن درستى است . و اين يك امر طبيعى در مورد هر كلام بلند و عميق ، و در هر كتابى است كه به معارف عالى مىپردازد . اما گفتيم : معناى اين سخن آن نيست كه ظواهر قرآن مطلقا و نسبت به هيچكس حجت نباشد . 2 - اگر مراد شما جمود بر خصوص مواردى است كه از اهل بيت عليهم السّلام وارد شده ، به گونهاى كه در مواردى كه بيانى از سوى ايشان وارد نشده تعرّض به ظواهر قرآن و اخذ به آن مطلقا روا نباشد ، حتى براى آنان كه جايگاه سخن و اسلوبها و مقتضيات احوال را مىشناسند و مىتوانند آن را بفهمند ، و پس از جستجو از هرچه براى قرينه بودن يا ناسخ بودن صلاحيت دارد ، بايد بگوييم چنين چيزى را ادلهاى كه براى آن ذكر كردهاند ثابت نمىكند . چگونه چنين باشد ، و حال آنكه از ائمه عليهم السّلام رواياتى در دست است كه در آنها مردم را به قرآن كريم ارجاع دادهاند ، مانند رواياتى كه به عرضه كردن اخبار متعارض بر قرآن امر مىكند ، بلكه بالاتر از آن ، خواهان عرضهء همهء روايات وارده از ايشان بر قرآن كريم است ، چنانكه در رواياتى در ابواب عقود ، به ردّ كردن شروط مخالف با كتاب امر شده است ، و نيز اخبار خاصى از ايشان وارد شده كه بر جواز تمسك به ظاهر قرآن دلالت دارد ، مانند اينكه در روايتى وقتى زراره از امام مىپرسد : « از كجا دانستيد كه قسمتى از سر را بايد مسح كرد ؟ » امام فرمود : « به خاطر باء » و مقصودشان « باء » در آيهء « وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ » است . و بدين گونه به زراره مىآموزد كه چگونه از ظاهر قرآن استفاده كند . از طرفى ، اگر جمود بر آنچه در روايات اهل بيت آمده لازم باشد ، معناى آن گرفتن ظواهر سخنان ايشان است نه ظواهر قرآن . و در اين صورت ما نقل كلام مىكنيم به خود اخبار ايشان حتى اخبارى كه مربوط به تفسير قرآن است ، و مىپرسيم : آيا هركسى مىتواند بدون تدبّر و بصيرت و معرفت ، و بدون جستجو از قرائن و آگاهى از همهء آنچه مربوط به محتواى آنهاست ،