الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
267
أصول الفقه ( فارسى )
2 - آيا بناى عقلا مشروط به عدم ظنّ به خلاف ظاهر است ؟ 3 - آيا بناى عقلا مشروط به جريان اصالت عدم قرينه است ؟ 4 - آيا بناى عقلا اختصاص دارد به كسى كه فهماندن به وى مقصود است ، يا ديگران را هم شامل مىشود ، و در نتيجه ظاهر مطلقا حجت مىباشد ؟ اما در مقدمهء دوم ، حجيّت ظواهر كتاب عزيز مورد بحث قرار گرفته است ، بلكه گفتهاند : شارع از تمسّك به ظواهر كتاب منع كرده و ازاينرو ، در اين مورد با عقلا همروش نيست . اين سخن به اخبارىها منسوب است . بنابراين بجاست دربارهء يكيك اينها بحث كنيم . پس مىگوييم : الف - شرط بودن ظنّ فعلى به وفاق گفتهاند : حجيّت ظاهر مشروط است به حصول ظنّ فعلى به مراد گوينده ، و گرنه [ سخن وى در معناى مورد نظر ] ظاهر نخواهد بود . يعنى حصول ظنّ فعلى براى مخاطب به مراد از سخن ، مقوّم ظاهر بودن سخن است ، و در غير اين صورت آن سخن ، ظاهر نيست ، بلكه مجمل مىباشد . مىگويم : معلوم است كه ظهور صفتى قائم به لفظ است ، و آن عبارت است از اينكه لفظ به گونهاى باشد كه كاشف از مراد گوينده باشد و برآن دلالت كند . و ظنّ از آن جهت كه ظنّ است قائم به شنونده است نه به لفظ ، پس چگونه مىتواند از مقوّم ظاهر بودن لفظ بوده باشد . نهايت چيزى كه گفته مىشود آن است كه ظاهر مستلزم ظنّ است ، و از اين جهت توهم مىشود كه ظنّ ، مقوّم ظهور باشد . در حقيقت مقوّم ظاهر بودن سخن براى اهل محاوره ، كشف كردن ذاتى از مراد است ، يعنى كلام اين شأنيت را داشته باشد كه براى شنونده ظنّ به مراد از آن را برانگيزد ، هرچند ظن فعلى براى شنونده حاصل نگردد . آيا نمىبينيد كه شنونده وقتى مىخواهد با ظاهر مخالفت كند نمىتواند اينگونه احتجاج كند كه « براى وى از ظاهر سخن ،