الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
155
أصول الفقه ( فارسى )
جناب شيخ اعظم ( ره ) مىفرمايد : « ظاهر اين روايت آن است كه پذيرش سخن ثقه نزد راوى امرى مسلّم و مفروغ عنه بوده است ؛ ازاينرو ، از وثاقت يونس مىپرسد تا اخذ معالم دين از وى را برآن مترتب كند . » روايات ديگرى نيز در دست است كه اين مضمون و يا شبيه آن را دارد . دستهء سوم : رواياتى است كه بر وجوب رجوع به راويان و افراد ثقه و عالمان دلالت دارد ، مانند روايتى كه مىفرمايد : « و اما دربارهء رويدادهايى كه پيش مىآيد به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، كه ايشان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر ايشان هستم . » و روايات در اين مضمون فراوان است . دستهء چهارم : رواياتى است كه بر تشويق و تحريض به نقل حديث و نوشتن و رساندن آن به ديگران دلالت دارد ، مانند حديث نبوى مستفيض بلكه متواتر كه مىفرمايد : « هركس چهل حديث بر امّت من حفظ كند خداوند روز قيامت وى را فقيه مبعوث مىكند . » اين روايت موجب گشت بسيارى از عالمان ، كتابهاى چهل حديث بنگارند ؛ و نيز مانند اين سخن امام كه به راوى فرمود : « بنويس و دانش خويش را در ميان عموزادگانت منتشر ساز ، كه روزگار نابسامانى خواهد رسيد كه مردم جز به كتابهايشان انس نگيرند . » و احاديث ديگرى كه هست . دستهء پنجم : رواياتى است كه بر نكوهش دروغ بستن به ائمه و بر حذر داشتن مردم از دروغگويان دلالت دارد ؛ زيرا اگر پذيرش خبر واحد در ميان مسلمانان امرى رايج و شناخته شده نبود ، مجالى براى دروغ بستن بر ايشان وجود نداشت ، و جايى براى بيم از دروغ بستن برايشان و پرهيز دادن از دروغگويان نبود ، چرا كه اگر خبر واحد در هر حال نزد مسلمانان نامقبول بود دروغ اينان اثرى نداشت . جناب شيخ اعظم پس از نقل اين چند دسته از روايات به حق گفته است :