الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

137

أصول الفقه ( فارسى )

گفته‌اند : « جهالت آن است كه بدون علم و آگاهى كارى كنيد . » ايشان در توضيح معناى جهل گفته‌اند كه : جهل مقابل علم است و تقابل اين دو را گاهى تقابل تضاد و گاهى تقابل تناقض دانسته‌اند ؛ هرچند در بيان علمى و اصطلاحى درست‌تر آن است كه تقابل آن دو از نوع تقابل عدم و ملكه است . آنچه از تتبع در كاربرد واژهء جهل و مشتقات آن در اصول لغت و زبان عربى برايم روشن شده آن است كه : اين معناى محدود و تنگ براى واژهء جهل كه آن را در تقابل با علم در نظر مىگيرد اصطلاح جديدى است كه در اثر نقل [ و ترجمهء ] فلسفهء يونانى به عربى در ميان مسلمانان پديد آمده است . اين انتقال ، تعيين حدود خاصى براى معانى بسيارى از واژه‌ها و ارائهء چارچوب‌هاى مناسب با انديشه‌هاى فلسفى را مىطلبيد ؛ و گرنه جهل در اصل لغت در برابر حكمت و تعقل و انديشه قرار مىگيرد و با آنها تقابل دارد [ نه با علم ] ، و ازاين‌رو تقريبا معناى سفاهت [ - نابخردى ] و عمل سفيهانه [ - كار نابخردانه و احمقانه ] را مىرساند آنگاه كه مثلا از روى خشم و حماقت و عدم بصيرت و آگاهى سر مىزند . در هر حال ، اين واژه به معناى لغوى گسترده‌اش ، با معناى جهل كه در برابر علم است - همان معنايى كه به صورت اصطلاح علمى درآمده است - تلاقى دارد اما غير آن است [ و نبايد آن دو را يكى پنداشت . ] بنابراين ، معناى « جهالت » آن است كه بدون حكمت و انديشه و تأمل كارى كنيد ، كه اين امر معمولا مستلزم نرسيدن به واقع و حقيقت است . اينك كه توضيحات يادشده براى مفردات اين آيهء كريمه را دانستيد براى شما معناى آيه و دلالت آن بر آنچه در اين مقام مورد نظر ماست روشن مىشود : آيه بيانگر آن است كه شأن خبر آن است كه مردم آن را تصديق كنند و به آن تمسك جويند ، چرا كه سيره و روش ايشان چنين است ، و گرنه چرا خداوند از اخذ به خبر فاسق بدين لحاظ كه فاسق است ، نهى كرده است . خداى سبحان مىخواهد مؤمنان را به اين امر توجه دهد كه سزاوار نيست ايشان به هر خبرى از هر منبع و مصدرى اعتماد كنند ، بلكه وقتى آورندهء خبر [ منبع خبر ] فاسق باشد شايسته است بدون انديشه و تحقيق آن را نپذيرند ، و بررسى كنند و بپرهيزند از اينكه به نادانى گروهى را آسيب رسانند ، يعنى با انجام كارى كه درش نابخردى و حماقتى است كه گاهى به گروهى زيان مىرساند . راز آن‌هم اين است كه انتظار از شخص فاسق آن است كه در خبرش تصديق نشود ، ازاين‌رو سزاوار نيست كه تصديق و به خبرش عمل شود .