الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
95
أصول الفقه ( فارسى )
باب اول مشتق اصوليون از قديم در مشتق اختلاف نظر داشتهاند كه آيا مشتق تنها در خصوص آنچه در حال حاضر متلبس به مبدأ اشتقاق است ، حقيقت و در آنچه كه تلبّسش منقضى شده مجاز است يا در هر دو مورد ، حقيقت است بدين معنى كه مشتق براى اعم از اين دو وضع شده است ؟ اينها همه بعد از اتفاق اصوليون است بر اينكه مشتق در آنچه كه در آينده متلبس به مبدأ مىشود ، مجاز است . - معتزله و جماعتى از متأخرين علماى ما ( شيعه ) رأى اول را دارند ( تنها در متلبس ، حقيقت است ) . - و اشاعره و گروهى از متقدمين علماى ما ، گرايش به رأى دوم دارند ( و مىگويند : مشتق اعم است ) . نظر حق ، قول اول است و البته علماء اقوال ديگرى كه تفصيل بين اين دو رأى است ، نيز دارند ولى پس از تبيين قول حق در مباحث آتيه ، تعرض به آن اقوال براى ما مهم نيست . و مهمترين چيز در اين مسئله - قبل از بيان نظر حق كه مشكلترين مطالب است - اين است كه نخست محل نزاع و مورد نفى و اثبات را به درستى بفهميم و براى اينكه اين مسئله فى الجملة روشن شود مثالى براى آن ذكر مىكنيم : در روايات آمده كه وضو و غسل با آبى كه با خورشيد گرم شده ، كراهت دارد . حال كسى كه قائل به قول اول است ( و مىگويد مشتق در خصوص متلبس وضع شده ) نبايد قائل به كراهت وضو و غسل با آبى شود كه سرد شده و تلبس آن منقضى گشته است . زيرا در نظر او ، بر چنين آبى