الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
623
أصول الفقه ( فارسى )
و بنابراين مراد از عبادت منهى ، آن است كه طبيعت و ماهيتش متعلّق امر است ، گرچه - از آن حيث كه اين طبيعت مأمور به است - شامل آنچه متعلّق نهى است ، نمىشود . يا ( عبادت منهى ) آن است كه اگر امر به آن تعلّق گيرد ، شأنيت تقرب را دارد . و به عبارت ديگرى كه جامعتر باشد مىتوان گفت : مقصود از عبادت در اينجا ، آن وظيفهاى است كه اگر شارع آن را تشريع كند ، براى تعبد تشريع مىكند و لو اينكه بخاطر خصوصيتى در مورد ، امر فعلى به آن تعلّق نگرفته باشد . و نهى از عبادت به چندگونه قابل تصور است : ( يكى ) اين است كه نهى به اصل عبادت تعلّق گرفته باشد مثل نهى از روزهء دو عيد ( فطر و قربان ) و نهى از روزهء وصال « 1 » و نهى از نماز زنى كه در حال حيض يا نفاس است . ( دوم ) اين است كه نهى به جزئى از عبادت تعلّق گيرد مثل نهى از قرائت سورهاى از سور عزائم ( سورههايى كه در آنها سجدهء واجب هست ) « 2 » در نماز . ( سوم ) اين است كه نهى به شرط عبادت يا به شرط جزء عبادت تعلق گيرد مثل نهى از نماز با لباس غصبى يا لباس متنجس . و ( چهارم ) اين است كه نهى به وصفى ملازم با عبادت يا ملازم با جزء عبادت تعلّق گيرد مثل نهى از جهر ( بلند خواندن ) قرائت در جاى اخفات ( آهسته خواندن ) و نهى از اخفات در جاى جهر . و حق اين است كه : نهى از عبادت مقتضى فساد است ، خواه نهى از اصل عبادت باشد يا از جزء آن ، يا از شرط آن و يا از وصف آن . چون بين عبادتى كه مراد از آن تقرب به خداوند متعال و رضايت اوست و بين نهى از عبادت كه عصيان آن انسان را از خدا دور مىكند و موجب غضب خداوند مىشود ، تمانعى واضح برقرار است . و لذا نزديك شدن به خدا با چيزى كه دوركنندهء از خداست و كسب رضايت او با چيزى كه او را به خشم مىآورد ، امكان ندارد . همچنين تقرّب جستن با چيزى كه مشتمل بر مبعّد مبغوض و موجب خشم خداست ، يا با امرى كه قيد مبعّد يا وصف مبعّد دارد ، غير ممكن است . و روشن است كه مراد از قرب و بعد به مولى ، قرب و بعد معنوى است كه شباهت به قرب و بعد مكانى دارند . و لذا همانطور كه نزديك شدن به يك مكان با چيزى كه دوركننده از آن مكان است ، امكان ندارد ، نيز تقرب معنوى با آنچه كه مبعّد است ، ناممكن مىباشد . و ما اگر مىگوئيم نهى در جزء و شرط و وصف ( نيز همچون نهى از اصل عبادت ) مفسد است ، نه به خاطر اين است كه نهى در اين امور به اصل عبادت سرايت مىكند و اينها واسطهء در ثبوت يا واسطهء در عروضاند - كما اينكه برخى گفتهاند - و نه به خاطر اينكه جزء و شرط عبادت ، خود نيز عبادتند و لذا اگر جزء و شرط فاسد شود ، مستلزم فساد مركب و مشروط است .
--> ( 1 ) - يعنى روزهء شبانهروزى ( كه روز و شب به هم وصل شوند ) و يا روزهاى كه بخشى از شب به روز وصل شود ( غ ) . ( 2 ) - سور عزائم عبارتند از : سورهء 32 ( سجده ) - سورهء 41 ( فصّلت ) - سورهء 53 ( نجم ) - سورهء 96 ( علق ) . ( غ ) .