الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
59
أصول الفقه ( فارسى )
صورت خاصى ندارد ، كما اينكه منحصر به مصداق خاصى هم نيست . و امّا آنچه به نظر ما صحيح است اين است كه اطّراد علامت حقيقت نيست ، چون استعمال يك لفظ در يك معنى با تمام خصوصياتش ( مثل اسد در رجل شجاع ) اگر يكبار صحيح باشد ، مستلزم اين است كه دائما صحيح است ، چه به صورت حقيقت باشد و چه مجاز ، پس اطراد ، اختصاصى به حقيقت ندارد تا علامت حقيقت باشد . 12 - اصول لفظيه مقدمه بدان كه شك در لفظ ، بر دو گونه است : 1 - شك در وضع لفظ براى معنايى از معانى . 2 - شك در مراد از آن لفظ ، با فرض اينكه علم به معناى وضعى آن داريم . مثل اينكه شك شود در اينكه متكلمى كه مىگويد : رأيت اسدا ، آيا معناى حقيقى آن را اراده كرده يا معناى مجازىاش را ؟ با اينكه علم داريم كه لفظ اسد براى حيوان درنده وضع شده و براى رجل شجاع ، وضع نشده است . اما در مورد شك اول ، همان بحث گذشته منعقد شد و غرض از آن ، بيان علامتهائى بود كه حقيقت يا مجاز ، وضع و عدم وضع را اثبات مىكنند . اضافه مىكنيم كه مراجعه به اين علامتها و نظائر آنها مثل قول صريح اهل زبان براى اثبات اوضاع يك لغت در هر زبانى كه باشد ، امرى ضرورى است . و در اثبات وضع لفظ براى معنى ، صرف اينكه ما ببينيم در كلمات اهل زبان ، آن لفظ در معنايى كه براى ما مشكوك است ، استعمال مىشود ، كافى نيست . زيرا استعمال لفظ همان گونه كه در معناى حقيقى ، درست است ، در معناى مجازى نيز درست است و ما از كجا بدانيم ! شايد مستعمل در تفهيم معناى مقصود خود ، بر قرينهء حاليه يا مقاليهاى تكيه كرده و لفظ را در آن معنا ، به صورت مجازى به كار برده است ؟ ! و از اينجاست كه در زبان محققين اين مطلب مشهور شده و حتى آن را به عنوان يك قاعده قرار دادهاند كه : استعمال اعم از حقيقت و مجاز است . و از اينجا به بطلان روش علماء گذشته در اثبات معناى وضعى لفظ پى مىبريم : آنان به