الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
417
أصول الفقه ( فارسى )
ارادهء او براى انجام آن كافى است و لذا ديگر نيازى به جعل داعى و انگيزه از ناحيهء مولى نيست ، بلكه اين جعل لغو و بيهوده است و بلكه مستحيل است چرا كه از باب تحصيل حاصل مىشود . و بنابراين ، آنچه كه در لسان شرع به عنوان امر در موارد مستقلات عقليه وارد شده ، بايستى به عنوان تأكيد بر حكم عقل تلقى گردد نه به عنوان أمر تأسيسى . آرى اگر گفتيم آنچه كه آراء عقلاء برآن اتفاق دارد ، صرفا استحقاق مدح و ذمّ است به گونهاى كه از اين رأى عقلى استحقاق ثواب و عقاب از جانب مولى لازم نمىآيد ، يا چنين چيزى لازم مىآيد و بلكه اين استحقاق عين همان استحقاق است « 1 » و لكن هر شخصى اين ملازمه را درك نمىكند ، در اين صورت ممكن است ادراك استحقاق مدح و ذم براى دعوت و تحريك هر فردى براى انجام آن فعل كافى نباشد مگر براى افرادى خاص و نمونه . و لذا اكثريت مردم در مقام دعوت به فعل و انقياد در برابر مولى ، از امر مولى كه بر موافقتش ثواب و بر مخالفتش عقاب مترتب شود ، بىنياز نمىباشند . ازاينرو اگر امرى از ناحيهء مولى در مورد حكم مستقل عقلى وارد شد ، مانعى ندارد كه آن را بر امر مولوى حمل كنيم . مگر آنجا كه از آن ، محال تسلسل لازم آيد مثل أمر به طاعت و أمر به معرفت امر به طاعت ، اگر بخواهد اطاعت شود احتياج به امر ديگرى دارد و همينطور . . . تسلسل لازم مىآيد و همچنين ( اگر معرفت به امر ، محتاج امر باشد ، خود اين امر نيز محتاج معرفت است و معرفت به آن ، امر لازم دارد و همينطور تسلسل پديد مىآيد ) . بلكه اصلا در اين موارد ، معنا ندارد كه امر مولوى باشد ، زيرا بر موافقت و يا مخالفت چنين امرى چيزى جز آنچه بر متعلّق مأمور به مترتب مىشود ، مترتب نمىشود . مثل امر به احتياط در اطراف علم اجمالى . « 2 »
--> ( 1 ) - همانطور كه بسيارى از علماء محقق تصريح كردهاند ، حق اين است كه معناى استحقاق مدح چيزى جز استحقاق ثواب و معناى استحقاق ذم چيزى جز استحقاق عقاب نيست . يعنى مراد از مدح ، اعم از ثواب است زيرا مراد از مدح ، مجازات با خير است و مراد از ذم ، اعم از عقاب است زيرا مراد از آن مكافات با شر است . و لذا گفتهاند : مدح شارع ، ثواب او و ذم شارع ، عقاب اوست و مرادشان همين معناست . ( 2 ) - يعنى : اگر شارع امر كند كه امر « أَقِيمُوا الصَّلاةَ » * را اطاعت كنيد ، مجازات مخالفت با آن ، همان مجازات مخالفت با نماز است و مجازات جداگانهاى ندارد ، بنابراين أمر به اطاعت امر به نماز ، امر مولوى جداگانهاى نيست . نظير امر به احتياط در اطراف علم اجمالى : مثلا مىدانيم يكى از دو ليوان ، شراب است و لذا بايد احتياط كنيم و از هيچكدام نخوريم . حال اگر امر به احتياط را رعايت نكرديم و با خوردن يكى از دو ليوان كه ازقضا همان ليوان شراب است ، مرتكب شرب خمر شديم ، فقط يك مجازات داريم و آن همان مجازات شرب خمر است و مخالفت با امر به احتياط ، مجازات جداگانهاى ندارد ( غ ) .