الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
403
أصول الفقه ( فارسى )
و معناى اقتضا براى حسن و قبح اين است كه عنوان ، خود به خود متصف به وصف حسن يا قبح نشود بلكه به واسطهء عنوان ديگرى متصف شود ، لكن اگر خودش باشد و خودش يعنى طبعا ، داخل در عنوان حسن يا قبيح باشد . « 1 » مثلا تعظيم دوست طبعا داخل در عنوان عدل است كه ذاتا حسن است ، يعنى از اين لحاظ داراى مصلحت نوعى و همگانى است . امّا اگر همين تعظيم سبب هلاكت نفس محترمهاى شود قبيح است ، چرا كه همين تعظيم دوست در اين صورت تحت عنوان ظلم داخل مىشود ، در عين حالى كه از عنوان تعظيم دوست هم خارج نشده است . و همينطور است تحقير دوست ، چرا كه اگر خودش باشد و خودش ، طبعا در عنوان ظلم كه ذاتا قبيح است داخل مىشود ، يعنى بدين لحاظ داراى مفسدهء نوعى و همگانى است . ولى اگر سبب نجات نفس محترمهاى شود ، حسن خواهد بود زيرا در اين صورت تحت عنوان عدل قرار مىگيرد ، در عين حالى كه از عنوان تحقير دوست هم خارج نمىشود . و امّا عناوين از قبيل قسم سوم ، فى نفسه و طبعا داخل در عنوانى حسن يا قبيح نبوده و لذا نه عليّتى براى حسن و قبح دارند و نه اقتضائى . و بنابراين ، معناى عليّت و اقتضاء در اينجا روشن است ، چرا كه مراد از عليّت اين است كه عنوان بنفسه ، تمام موضوع براى حكم عقلاء به حسن و قبح باشد ( يعنى عليت تامه داشته باشد ) و مراد از اقتضاء اين است كه عنوان ، اگر بهخودىخود لحاظ شود ، طبعا در آنچه كه موضوع حكم عقلاء به حسن يا قبح است ، داخل شود . و مراد از عليت و اقتضاء ، معناى معروف آنها يعنى تأثير و ايجاد نيست ، زيرا بديهى است كه عناوين افعال ، عليت و اقتضايى براى احكام عقلاء ندارند مگر از باب عليّت موضوع براى محمولش . « 2 » 6 - ادلهء طرفين پس از بيان امور گذشته ، اينك مىتوانيم از روى بصيرت ، با ادلهء طرفين نزاع مواجه شويم و قضاوت عادلانه به نفع يك طرف داشته و به نتيجهء مطلوب برسيم . و ما در اين زمينه ، چند نكتهء
--> ( 1 ) - يعنى اقتضا دارد ولى علّت تامه نيست ( غ ) . ( 2 ) - به تعبير ديگر مىتوان گفت : عليّت و اقتضاء در مقام اثبات است نه ثبوت ( غ ) .