الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
239
أصول الفقه ( فارسى )
مثال ديگر قول امام عليه السّلام است كه مىفرمايد : كفاره بده ، براى كسى كه عرض كرد : من در روز ماه رمضان با همسرم مباشرت داشتهام . از اين فرمايش استفاده مىشود كه مباشرت در حال روزهء واجب ، موجب كفاره مىشود . و مثال سوم ، قول امام عليه السّلام است كه در پاسخ فردى كه گفت : ماهى را در داخل رودخانه فروختهام ، فرمودند : بيع باطل است . از اين پاسخ فهميده مىشود كه در بيع ، قدرت بر تسليم ، شرط است . و مثال چهارم ، قول امام عليه السّلام است كه در پاسخ فردى كه از نماز در حمّام سؤال كرده بود ، فرمودند : اعاده نمىكنى ، و از اين پاسخ فهميده مىشود كه بودن در حمّام ، مانع صحت نماز نيست و . . . همينطور است مثالهاى ديگر . 3 - مورد ديگر آنجاست كه كلام همراه با چيزى باشد كه بعضى از متعلّقات فعل را تعيين كند . مثل گويندهاى كه مىگويد : رسيدم به رودخانه و نوشيدم . از اين مقارنت فهميده مىشود كه مشروب ، آب نهر بوده است و مثل آنجا كه گوينده مىگويد : بلند شدم و خطبه خواندم ، كه معنايش اين است كه ايستاده خطبه خواندم و . . . همينطور . 3 - دلالت اشاره در اين دلالت - برعكس دو دلالت پيشين - شرط است كه به حسب عرف ، اين دلالت در قصد استعمالى ، مقصود نباشد و لكن مدلول آن ، لازمهء مدلول كلام است به نحو لزوم غير بيّن و يا به نحو لزوم بيّن به معناى اعم ، خواه اين مدلول از كلام واحد استنباط شود و خواه از دو كلام . مثال اين مورد ، دلالت دو آيهء قرآن بر اقلّ دوران حمل ( حاملگى ) است و اين دو آيه به قرار زير است : « دوران حمل و فصال ( دوران شيردهى ) انسان سى ماه است » و « مادران اولاد خود را دو سال كامل ، شير مىدهند » اگر مدت دو سال را از سى ماه كم كنيم ، باقىماندهء آن شش ماه است و لذا فهميده مىشود كه اين شش ماه ، اقلّ دوران حمل است . و از همين باب ( دلالت اشاره ) است دلالت وجوب يك چيز بر وجوب مقدمهء آن . چرا كه وجوب مقدمه ، لازمهء وجوب ذى المقدمه است به نحو لزوم بيّن به معناى اعم و ازاينرو ، علما وجوب مقدمه را وجوب تبعى مىدانند نه اصلى ، چرا كه در كلام ، وجوب مقدمه مقصود اصلى نيست ، بلكه تبعا يعنى به دلالت اشاره فهميده مىشود . جهت دوم : حجّيّت اين دلالات ( اقتضاء ، تنبيه و اشاره ) و امّا در مورد دلالت اقتضاء و تنبيه ، اگر دلالت و ظهور در كار باشد هيچ شكى در حجّيّت