الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
225
أصول الفقه ( فارسى )
اختلاف مفهوم حصر به سبب اختلاف ادوات آن : مفهوم حصر - چنان كه خواهيد ديد - به لحاظ اختلاف ادوات حصر ، مختلف است و لذا بر ما لازم است كه دربارهء ادوات حصر ، يك به يك بحث كنيم : 1 - ( الّا ) : اين كلمه به سه صورت به كار مىرود : 1 - صفت به معناى غير 2 - براى استثناء 3 - به عنوان ادات حصر بعد از نفى . امّا « إلّا » ى وصفى مانند سائر اوصاف ، به عنوان وصف براى ما قبل خود به كار مىرود . و لذا از اين جهت در مفهوم وصف داخل مىشود و لذا اگر در وصف قائل به مفهوم شديم در إلّاى وصفى هم بايد قائل به مفهوم بشويم و الّا نه . ما در مباحث قبلى ، ترجيح داديم كه وصف مفهوم ندارد و بنابراين اگر كسى مثلا اقرار كند و بگويد : « براى زيد در ذمهء من ده درهم است الّا يك درهم » بدين صورت كه « الّا يك درهم » وصف باشد ، تمام ده درهم به عنوان موصوف « الّا يك درهم » بر گردن او ثابت مىشود و صحيح نيست كه إلّا در اين جمله ، استثنائيه باشد چون كلمهء درهم ، منصوب نيست و در اين صورت الّا ، مفهوم ندارد و دلالت بر عدم ثبوت چيز ديگرى بر گردن قائل براى زيد ندارد . و امّا « الّا » ى استثنائيه ، بدون شك دلالت بر مفهوم دارد و مفهوم آن ، انتفاء حكم مستثنى منه از مستثنى است چرا كه « الّا » براى اخراج يعنى استثناء كردن وضع شده است و لازمهء اين اخراج به نحو لزوم بيّن بالمعنى الاخص ( يعنى روشن و واضح ) اين است كه مستثنى به نقيض حكم مستثنى منه ، محكوم باشد و از آنجا كه اين لزوم ، بيّن و روشن است بعضى از علما گفتهاند اين مفهوم از باب منطوق است و امّا « الّا » به عنوان ادات حصر بعد از نفى ، مثل « نماز نيست جز به طهور » ( لا صلاة الّا بطهور ) در حقيقت ، از نوع إلّاى استثنائيه است . ( نكتهء فرعى ) : اگر شك كنيم كه كلمهء الّا در موردى ، استثنائى است يا وصفى ، مثل اينكه مقرّ بگويد : « ليس فى ذمتى لزيد عشرة در اهم الّا درهم » « 1 » در اينجا ممكن است « الّا » وصفى
--> ( 1 ) - الّاى وصفى به معناى غير ، خودش اعراب نمىگيرد و كلمهء ما بعد آن اعراب مىگيرد و در اينجا درهم است و اگر الّاى استثنائيه باشد ، درهم و درهما هر دو جايز است ، بنابراين در مثال فوق شك مىكنيم كه الّا ، وصفى است يا استثنائى . ( غ )