الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

221

أصول الفقه ( فارسى )

( جهت اول ) در دخول غايت در منطوق يعنى در حكم مغيّا : اصوليون اختلاف كرده‌اند در اينكه غايت كه بعد از ادات غايت مثل « الى » و « حتى » واقع مىشود آيا حكما در مغيّا داخل است يا خارج است بدين معنى كه مغيّا موضوعا و حكما « 1 » به وسيلهء غايت ، پايان مىيابد ؟ علما در اينجا چند قول دارند : - يك قول اين است كه بايد تفصيل داد بين آنجا كه غايت از جنس مغيّا است كه در اين صورت ، غايت در مغيّا داخل مىشود مثل « روزه گرفتم تا شب » ( در اينجا شب از نظر زمان ، از جنس روز است و روزهء شب با روزهء روز ، هم‌سنخ‌اند ) و امّا اگر غايت از جنس مغيّا نباشد ، در آن داخل نمىشود مثل : هر چيزى حلال است تا . . . » ( در اينجا دو حكم حلال و حرام از يك سنخ نيستند ) . - قول ديگر اين است كه اگر غايت بعد از « الى » باشد ، در مغيّا داخل نيست و اگر بعد از « حتّى » باشد ، داخل است مثل : « ماهى را تا سرش بخور » . ظاهر اين است كه خود تقييد به غايت ، ظهورى ندارد كه غايت در مغيّا داخل است يا داخل نيست ، بلكه اين مسئله تابع موارد و قرائن مخصوصى است كه در كلام موجود باشد . آرى ، در اين ، خلافى نيست كه اگر غايت ، غايت حكم باشد ، داخل در مغيّا نيست مثل « هر چيزى حلال است . . . » چرا كه داخل بودن معرفت حرام ( يعنى : حتى تعرف ) در حكم حلال ، معنايى ندارد . نكتهء ديگر اينكه مقصود از كلمهء « حتى » كه از آن سخن مىگوئيم ، حتّى جارّه است نه عاطفه ، گرچه عاطفه بر سر غايت نيز مىآيد . چون در عاطفه ، حتما بايستى ما بعد آن در حكم ماقبلش داخل شود چرا كه معناى عطف ، همين است . پس اگر گفتى : مردم مردند حتّى انبياء ، معنايش اينست كه انبياء نيز مردند . بلكه حتى عاطفه ، مفيد اين معناست كه غايت ، فردى است كه بر ساير افراد مغيّا از حيث قوت يا ضعف ، برترى دارد ( به ترتيب مثل : جاءنى القوم حتى الامير ، جاءنى القوم حتى الفقير ) لذا چگونه مىتوان تصور كرد كه معطوف به وسيلهء حتّى ، داخل در حكم نباشد ، بلكه گاهى در حكم ، أسبق است مثل : همهء پدرها مردند حتى حضرت آدم عليه السّلام . ( جهت دوم ) در مفهوم غايت نيز علما اختلاف كرده‌اند و موضوع بحث در اينجا همين است كه تقييد به وسيلهء غايت - با قطع نظر از قرائن مخصوص - آيا دلالت دارد بر اينكه سنخ حكم از ماوراء غايت و از خود غايت ، وقتى كه داخل در مغيّا نباشد ، منتفى است يا نه ؟

--> ( 1 ) - موضوعا يعنى وجود روزه - مثلا - و حكما يعنى وجوب روزه در مثال : أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ . ( غ )