الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
219
أصول الفقه ( فارسى )
و جواب اين است كه : اين مطلب مسلّم است و لكن معناى احتراز اين است كه دائرهء موضوع تنگ شود و غير قيد ( غير مقيّد ) از شمول شخص حكم خارج گردد و ما نيز به اين مطلب اذعان داريم ، امّا اين ، معناى مفهوم وصف نيست . چون اثبات حكمى براى موضوعى ، منافاتى با اين ندارد كه سنخ همان حكم ( نه شخص همان حكم ) براى غير آن موضوع ثابت باشد ، كما اينكه در مفهوم لقب همينطور است و حاصل مطلب اينكه ، احترازى بودن قيد لزوما موجب نمىشود كه آن را به حكم ارجاع دهيم . 3 - وصف مشعر به عليت است ، بنابراين لازم است حكم منوط به وصف باشد . و جواب اين است كه : اين اشعار گرچه مسلّم است و لكن تا به حدّ ظهور نرسد ، دلالت بر مفهوم ندارد . 4 - استدلال با جملاتى كه دلالت آنها بر مفهوم ثابت شده است مثل سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم كه فرمود : « امروز و فردا كردن بدهكار ثروتمند ، ظلم است » ( مفهوم اين روايت اين است كه مماطلهء فقير ، ظلم نيست ) . و جواب اين است كه : اين جمله و امثال آن برفرض كه دلالت بر مفهوم داشته باشد ، در بحث ما نفعى ندارد ، زيرا ما منع نمىكنيم كه برخى اوقات به خاطر وجود قرينه ، تقييد وصفى ، مفهوم دارد و امّا بحث در اينست كه خود وصف جداى از قرينه ، آيا اقتضاى مفهوم دارد يا نه . و در مورد مثال فوق مىبينيم قرينه براى منوط كردن حكم ( يعنى ظلم ) بر وصف غنّى وجود دارد و آن مناسبت حكم و موضوع است . لذا از قرينه فهميده مىشود كه سبب حكم به ظلم ، اين است كه بدهكار ، غنى است و در نتيجه مماطلهء ( امروز و فردا كردن ) او ظلم است . بر خلاف مديون فقير كه عاجز از پرداخت دين است و لذا سهل انگارى و تأخير او ظلم نيست . سوم : مفهوم غايت اگر تقييد به غايت وارد شود مثل « روزه را تا شب ادامه دهيد » و « هر چيزى حلال است تا اينكه بدانيد مشخصا حرام است » اصوليون از دو جهت اختلاف كردهاند :