الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

215

أصول الفقه ( فارسى )

( مثل طلا ) يا در غير چرائى مثل شتر ، وجود ندارد . چرا كه موضوع كه همان موصوف است مثل گوسفند در اين مثال ، بايستى در مفهوم محفوظ باشد و مفهوم ، نفيا و اثباتا ، متعرض موضوع ديگر نيست . پس قول بعض شافعيه مبنى بر اينكه همين قضيهء مذكور ( در گوسفند چرائى زكات واجب است ) دال بر عدم وجوب زكات در شتر معلوفه است ، قطعا قولى ناموجّه است . اقوال مختلف و قول حق در مفهوم وصف شكى نيست كه اگر قرينهء خاصى بر مفهوم باشد ، وصف مفهوم دارد و اگر قرينهء خاصى بر نفى مفهوم باشد ، وصف مفهوم ندارد . مثل آنجا كه وصف به عنوان غلبه آمده باشد كه از آن فهميده مىشود حكم ، وجودا و عدما منوط به آن وصف نيست مثل كلام خداوند « وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ » ( يعنى بر شما حرام است . . . « 1 » ربيبه‌هايى كه در كنار شما « 2 » هستند ، نساء ، 23 ) در اين‌گونه موارد ، هيچ مفهومى نيست ( چه مبناى ما ، ثبوت مفهوم در وصف باشد و چه عدم ثبوت مفهوم ) زيرا فهميده مىشود كه خداوند ، ربيبه را به اين علت با وصف فى حجوركم ( در دامن و در كنار خودتان ) آورده است كه غالبا چنين هستند و غرض از آن ، اشعار به علت حكم است . چون دخترانى كه در دامن انسان پرورش مىيابند ، در حكم دختران خود انسانند و بحثى كه بين علماء هست ، آنجاست كه قضيه خالى از قرائن مخصوص باشد . اينجاست كه علما اختلاف دارند در اينكه آيا صرف تقييد با وصف ، بر مفهوم يعنى انتفاء حكم موصوف در فرض انتفاء حكم وصف ، دلالت دارد يا نه ؟ شبيه همان اختلافى كه قبلا در باب شرط ، مطرح گرديده و در اينجا نيز دو قول است و مشهور ، قول دوم يعنى عدم مفهوم است . و سرّ در اين اختلاف ، برمىگردد به اينكه آيا تقييد وصفى ، در واقع تقييد خود حكم

--> ( 1 ) - ربيبه : دختر زن . ( 2 ) - حجر ، حجر : كنار مردم ، دامن انسان .