الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
143
أصول الفقه ( فارسى )
5 - واجب تعيينى و اطلاق صيغهء امر واجب تعيينى : « واجبى است كه در كنارش واجب ديگرى به عنوان عدل و بديل آن مطرح نيست » . مثل نماز روزانه . و مقابل آن ، واجب تخييرى است مثل خصال و اقسام كفارهء افطار عمدى در روزهء ماه رمضان كه مخيّر بين اطعام شصت مسكين و روزهء دو ماه پشت سر هم و آزاد كردن يك بنده است و در خاتمه ، توضيح واجب تعيينى و تخييرى خواهد آمد . حال اگر دانستيم كه واجب ، از كدام قسم است ، مشكلى نيست و الّا مقتضاى اطلاق صيغهء أمر ، وجوب آن فعل است خواه فعل ديگرى هم انجام گيرد يا نه . پس مقتضاى قاعده ، عدم سقوط فعل اول ، با فعل دوم است ، چرا كه تخيير ، احتياج به بيان اضافى دارد كه ( اين بيان على الفرض ) مفقود است . 6 - واجب نفسى و اطلاق صيغهء أمر واجب نفسى : « واجبى است كه به جهت خودش واجب شده نه به خاطر واجب ديگر » مثل نماز روزانه . و مقابل آن ، واجب غيرى - مثل وضو - است . چرا كه وضوء صرفا به عنوان مقدمهء نماز واجب ، واجب شده نه به خاطر خودش ، چون اگر نماز واجب نبود ، وضو هم واجب نمىشد . حال اگر شك كنيم كه واجبى ، نفسى است يا غيرى ، مقتضاى اطلاق تعلّق امر به آن واجب ، چه شىء ديگرى واجب باشد چه نباشد ، اين است كه واجب نفسى است . پس اطلاق ، اقتضا مىكند كه واجب نفسى باشد ، مگر اينكه غيريت ثابت شود . 7 - فوريت و تراخى اصوليون در دلالت صيغهء امر بر وفور يا تراخى ، اختلاف كرده ، چند قول دارند : 1 - صيغهء امر براى فوريت وضع شده است . 2 - صيغهء امر براى تراخى وضع شده است . 3 - صيغهء امر براى هر دو معناى به نحو اشتراك لفظى وضع شده است . 4 - صيغهء أمر نه براى فور و نه براى تراخى و نه براى اعم از آن دو وضع شده ، بلكه به هيچ وجه دلالتى بر هيچيك از اين دو معنا ندارد و تنها از راه قرائن مختلفى كه در مقامات مختلف ،