شمس الدين حافظ

637

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

553 - « طفيل هستى عشقند » طُفيلِ هستىِ عشقند آدمى و پرى * ارادتى بنما تا سعادتى ببرى چو مستعدِّ نظر نيستى وصال مجوى * كه جامِ جم نكند وقتِ بىبصرى بكوش خواجه و از عشق بىنصيب مباش * كه بنده را نخرد كس به عيبِ بىهنرى مى صبوح و شكر خوابِ صبحدم تا چند ؟ * به عذرِ نيم‌شبى كوش و گريهء سحرى بيا و سلطنت از ما بخر به مايهء حسن * و زين معامله غافل مشو كه حيف خورى دعاى گوشه‌نشينان بلا بگرداند * چرا به گوشهء چشمى به ما نمىنگرى ز هجر و وصل تو در حيرتم چه چاره كنم * نه در برابر چشمى نه غايب از نظرى هزار جانِ مقدّس بسوخت زين غيرت * كه هر صَباح و مَسا شمع مجلس دگرى چو هر خبر كه شنيدم درى به حيرت داشت * ازين سپس ، من و مستى و وضع بىخبرى بيا كه وضع جهان را چنان كه من ديدم * گر امتحان بكنى مِى خورى و غم نخورى ز من به حضرت آصف كه مىبَرد پيغام * كه ياد گير دو مصرع ز من به نظم دَرى كلاه سروريت كج مباد بر سر حُسن * كه زيبِ بخت و سزاوار ملك و تاج سرى به بوى زلف و رخت مىروند و مىآيند * صبا به غاليه‌سايى و گل به جلوه‌گرى به يُمن همّت حافظ اميد هست كه باز * ارى اسامر ليلاى ليلة القمرى * توضيحات : طفيل ( انگل مجازا وابسته و تابع ) آدمى ( آدميزاده ) پرى ( فرشته ) ارادتى ( مهر بورز - اخلاص داشته باش ) سعادت ( نيك‌بختى ) مستعد ( قابليت ) نظر ( ديدار ) سود نكند ( فايده ندارد ) بىبصرى ( كورى ) خواجه ( سرور ) عشق ( هنر عشق ) بىنصيب ( بىبهره ) كه بنده را نخرد . . . ( چاكر عيبناك را كسى خريدار نيست - عشق هنر بزرگى است پس بىهنر مباش كه كسى چاكر بىهنر را نمىخرد ) مى صبوح ( شراب صبحگاهى ) حيف ( افسوس ) بلاگردان ( قضا را برمىگرداند ) هجر ( فراق ) وصل ( ديدار ) حيرت ( تعجب ) معنى بيت ( 8 ) ( جان‌هاى فراوانى از شدت اين غيرت سوخت ، هر صبح و شب شمع مجلس ديگرى هستى و مجالس مردم را روشن مىكنى ) معنى بيت ( 9 ) ( هر خبرى كه در مورد عشق شنيدم همه حيرت و سرگشتگى بود ، پس از اين به بعد من با مستى و در وضع بىخبرى به سر خواهم برد چون بعد از بىخبرى حيرت است ) آصف ( وزير سلطان شيراز ) درى ( زبان رسمى فارسى دربارى ) * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 فرمايد : ( انسان و فرشته انگل ( تابع ) وجود عشق هستند و اينها براى محبت الله خلق شده‌اند ، پس حال كه اين گونه است از خود اخلاصى نشان بده تا نيك‌بخت شوى ) ( چونكه تو صاحب‌نظر نمىباشى پس خواستار وصال جانان مباش زيرا جام جم براى كور سودى ندارد ) خود تفسير كنيد . 2 - اين نيت داراى ويژگيهاى خاصى است كه مىتواند براى شما سعادت‌آفرين باشد به شرط آنكه دقت ، سرعت عمل و زيركى را از دست ندهيد ، آنگاه از انجام آن نگران نباشيد زيرا مقدمات لازم فراهم مىباشد تنها به اراده و پشتكار شما نياز است . 3 - از زندگى نسبتا خوبى برخوردار مىباشيد ، اما به تازگى حسودان قصد تخريب اين بناى زيبا را دارند چون از علاقه و حسن نيت خانوادهء شما سوء استفاده مىكنند ، بر شما لازم است كه اجازه سوء بهره‌بردارى به آنها ندهيد . 4 - سوء ظن شما بىمورد است زيرا او جرأت اين كار را ندارد ولى حسودان قصد خراب كردن ساختمان بامحبت شما را دارند پس هوشيارانه عمل كنيد ، چون او خيلى شما را دوست دارد ولى راه و رسم ابرازش را به جهت لجبازى ياد ندارد . 5 - آقا يا خانم عزيز ، با توجه به بيت‌هاى غزل خصوصيات شما چنين است : به نظم و انضباط اهميت زيادى مىدهيد . از تصاوير زيبا لذت برده ، از هم‌آهنگى در امور زندگى بيش از هر چيز خوشحال مىشويد ، وفادار ، صميمى ، فهميده و باگذشت مىباشيد اما از اينكه ديگران شما را درك نمىكنند ، بسيار ناراحت مىشويد ، ذاتى مهربان و باگذشت داريد به‌طورىكه مايليد ديگران به يك تشكر خالى دل شما را به دست آورند .