شمس الدين حافظ
52
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
در گلستان سعدى آمده است : يكى از مشايخ پرسيد از حقيقت تصوف ؛ گفت : پيش از اين طايفهاى در جهان بودند ، به صورت پريشان و به معنى جمع ، اكنون جماعتى هستند ، به صورت جمع و به معنى پريشان . شيخ عطار فرمايد : شيخ ما را پرسيدند ، صوفى كيست ؟ گفت : صوفى آن است كه آنچه حق كند ، او به بپسندد تا هرچه او كند حق بپسندد . درويش : لغتى است فارسى يعنى فقير ، درويش بايد عضو جمعيتى دينى باشد ، اين جمعيتها در جهان اسلام بسيارند . در دايرةالمعارف اخلاقى بريتانيا آمده است : كه فرق ميان درويش و صوفى ، همان فرق نظرى و عملى است زيرا تصوف جنبه فلسفى قضيه است و درويشى جنبه ذكر و عبادات . اين واژه در معانى : تهيدست ، بينوا - فقير - قلندر - گوشهنشين ، درپوش و دريوز هم آمده است و به عربى نيز درويش گويند . خرقه : كلمهايست عربى از مصدر خرق كه معانى گوناگون دارد و مقصود از آن « جامه سوراخ - سوراخ و ژنده و پارهپاره مىباشد ، در اخبار صوفيه ، كهنترين سابقه خرقهپوشى به « حسن بصرى » بازمىگردد . البته پوشيدن خرقه دو مرحله دارد ، معنى آن را نيز به ظاهرى و لغوى مىتوان تقسيم كرد ، حتى مىتوان آن را خرقه ارادت و خرقه ترك گفت . معانى ديگر اين واژه را : پارچه ، لباس ، جامهاى كه از تكههاى گوناگون دوخته شده باشد و جبه درويشان كه جمع آن خرق است و در فارسى خستوانه و شولا هم گفتهاند و در ادب فارسى خرقه تهى كردن كنايه از مردن است . خانقاه : خانقاه ( خانقه ) معرب خانگاه ( خانگه ) فارسى است ، كلمهايست مركب از « خان » + معنى $ 000 $ گاه مانند خوابگاه - جايگاه - منزلگاه و غيره . در اصطلاح صوفيانه خانه و زاويهايست كه درويشان و مشايخ در آن به سر برند و عبادت كنند . تأسيس آن را در قرن چهارم مىدانند ، و گويند اولين كسى كه خانقاهى براى عبادت بپاكرد ، « زيد بن صوحان بن صره » بود . خانقاه كه با تفاوتى ( تكيه - حسينيه - زاويه - رباط - لنگر ) محل اجتماع درويشان و جاى خلوتى براى ذكر معشوق ابدى و ازلى است علاوه بر درويشان كه مدت زيادى را در آن مىگذرانند ، مسكن خانهبهدوشان نيز در موسم زمستان بوده است . قدح : جام و ظرفى كه در آن چيزى بياشامند ، ساغر ، پياله كه در فارسى كاسه بزرگ را گويند ( به فتحه ق - د ) ولى در زبان حافظ باده سرمدى است چنان كه خواجه در ساقىنامه فرمايد : مراد از قدح بادهء سرمدى است * و زين باده مقصود ما بىخوديست