شمس الدين حافظ
579
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
495 - « اى پادشه خوبان » اى پادشهِ خوبان ، داد از غمِ تنهايى * دل بىتو به جان آمد ، وقت است كه بازآيى دايم گُلِ اين بُستان ، شاداب نمىماند * درياب ضعيفان را ، در وقتِ توانايى ديشب گِلهء زلفت با باد همىكردم * گفتا : غلطى ، بگذر ، زين فكرتِ سودايى صد بادِ صبا آنجا با سلسله مىرقصند * اين است حريف اى دل ، تا باد نپيمايى مشتاقى و مهجورى دور از تو چنانم كرد * كز دست بخواهد شد ، پايابِ شكيبايى يا رب ! به كه شايد گفت ، اين نكته كه در عالم * رخساره به كس ننمود ، آن شاهدِ هرجايى ساقى ! چمن گُل را بىروى تو ، رنگى نيست * شمشاد خرامان كن تا باغ بيارايى اى دردِ توأم درمان ، در بسترِ ناكامى * وى يادِ توأم مونس ، در گوشهء تنهايى در دايرهء قسمت ، ما نقطهء تسليميم * لطف آنچه تو انديشى ، حكم آنچه تو فرمايى فكرِ خود و راىِ خود ، در عالمِ رندى نيست * كفر است درين مذهب ، خودبينى و خودرايى زين دايرهء مينا خونين جگرم ، مى ده * تا حل كنم اين مشكل ، در ساغر مينايى حافظ شبِ هجران شد بُوى خوشِ وصل آمد * شاديت مبارك باد ، اى عاشقِ شيدايى * توضيحات : پادشه خوبان ( صفت محبوب ) داد ( فرياد ) به جان آمد ( كار دل به جان كندن انجاميد ) دايم ( هميشه ) درياب ( به دادشان برس ) گله ( شكايت ) غلطى ( اشتباه فكر مىكنى ) بگذر زين . . . ( از اين انديشه نادرست درگذر ) سلسله ( زلفان يار ) حريف ( همراه - همكار ) مفهوم بيت چهارم ( آرزوى زلف جانان يك امر ناشدنى است پس از آن خيال منصرف شو ) مشتاقى ( شوق شديد ) مهجورى ( هجران و دورافتادگى ) پاياب شكيبايى ( قدرت و طاقت صبورى ) يا رب ( اى خدا - منادا ) شاهد ( زيباروى ) شاهد هرجايى ( خداوند كه پرتو حكمت او همه جا هست ولى كسى او را نمىتواند مشاهده كند ) شمشاد ( استعاره از قد يار ) خرامان كن ( به حركت درآور ) اى درد توأم درمان . . . ( اى جانان در بسترى نامرادى درد عشق تو درمان من است ) دايره قسمت ( دايره تقدير ) نقطه تسليم ( نقطه رضا و تسليم به قضا و قدر ) رأى ( انديشه ) رندى ( قلندرى ) خودبينى ( خودرأيى و غرور ) دايرهء مينا ( سپهر نيلگون ) ساغر مينايى ( جام شيشهاى لاجوردى ) عاشق شيدايى ( عاشق مجنون ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيت 1 و 2 و آخر به ترتيب فرمايد : ( اى پادشاه زيبارويان فرياد از رنج تنهايى ، دل از دورى تو به جان آمده است و زمان آن رسيده كه بازآيى ) ( گل باغ رويت هميشه شاداب و تازه نمىماند و به مرور ايام پژمرده مىشود پس هنگام توانايى و قدرت از ضعيفان يادى كن ) ( اى حافظ شب هجران پايان پذيرفت و بوى خوش دم صبح آمد و وصال ظاهر شد پس شاديت مبارك باد اى عاشق شيدا ) خود تفسير كنيد . 2 - از او گله نداشته باشيد زيرا در وضعيت خاصى قرار دارد ، در حالى كه ميل دارد با شما ارتباطى منطقى و خوب داشته باشد ، از جهت ديگر درگير مسايل خاص خويش مىباشد كه به زودى بر طرف مىگردد و به دلخواه او مىشود . 3 - به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا كرده و نذر خود را ادا كنيد ، به شما قول مىدهم كه كارها بر وفق مرادتان خواهد شد و جاى هيچگونه نگرانى وجود ندارد ، بلكه با صبر و شكيبايى توأم با دقت و سرعت عمل اقدام كنيد . 4 - اين نيت حتما برآورده مىشود فقط راز دل را با حسودان و رقيبان در ميان مگذاريد ، بيمار شفا مىيابد و خريدوفروش سودآور است . به زودى مژدهاى خوش دريافت كرده و فرزندى شايسته در خانواده متولد مىشود . 5 - فرزندم ، ويژگى شما چنين است : اگر در زندگى تحت فشار و عصبيت قرار گيريد ، دچار افسردگى و كسالت مىشويد ، اغلب اوقات شكيبا و صبوريد بهطورىكه مدتها درد را تحمل مىكنيد ولى از سخن بىجا و تهمت قلبتان شعلهور مىشود و چون شير درنده مىشويد ، اگر در كارى شكست بخوريد وحشتى از اطراف نداريد ، پس از اينكه ديگرى زرنگى كند ، ناراحت مىشويد ، چون خود مىدانيد كه ديگران چه مىكنند و آنها از هوش شما باخبر نيستند .