شمس الدين حافظ
518
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
434 - « عشق ، دُردانه است » من نه آن رندم كه تركِ شاهد و ساغر كنم * محتسب داند كه من اين كارها كمتر كنم من كه عيبِ توبهكاران كرده باشم بارها * توبه از مى ، وقتِ گل ، ديوانه باشم ، گر كنم چون صبا مجموعهء گل را به آبِ لطف شست * كجدلم خوان گر نظر بر صفحهء دفتر كنم لاله ساغر گير و نرگس مست و بر ما نامِ فسق * داورى دارم بسى يا رب كرا داور كنم عشق دُردانهست و من غوّاص و دريا ميكده * سر فروبردم در آنجا تا كجا سر بركنم گرچه گردآلودِ فقرم ، شرم باد از همّتم * گر به آبِ چشمهء خورشيد دامن تر كنم عهد و پيمان فلك را نيست چندان اعتبار * عهد با پيمانه بندم ، شرط با ساغر كنم من كه دارم در گدايى گنجِ سلطانى به دست * كى طمع در گردشِ گردونِ دونپرور كنم بازكش يكدم عنان اى تُركِ شهرآشوب من * تا ز اشك و چهره راهت پرزر و گوهر كنم عاشقان را گر در آتش مىپسندد لطف دوست * تنگ چشمم ، گر نظر در چشمهء كوثر كنم دوش لعلت عشوهاى مىداد حافظ را ولى * من نه آنم كز وى اين افسانهها باور كنم * توضيحات : رند ( در اينجا قلندر ميگسار ) شاهد ( زيباروى ) محتسب ( نهىكننده شرع ) عيب ( خرده گرفتن ) وقت گل ( فصل گل ) آب لطف ( آب باران ) كجدل ( بىسليقه ) صفحه دفتر ( بجاى گل چشم به صفحه كاغذ بدوزم ) معنى بيت ( 4 ) ( گل لاله بادهنوش و نرگس خمارآلود ولى به ما نسبت بدكارى و نافرمانى از خدا مىدهند ، پروردگارا براى داورى و دادخواهى آمدم پس چه كسى را انتخاب كنم ) معنى بيت ( 5 ) ( دريا ميخانه است كه من به اميد صيد مرواريد عشق در آن غوطه مىخورم و سر به زير آب مىبرم و نمىدانم در كجا سر از آب بيرون مىآورم ) ساغر ( مى ) گردون دون ( روزگار پست ) تنگ چشم ( كوتاهنظر ) عنان ( دهنه ) ترك شهرآشوب ( زيباروى فتنهانگيز شهر ) معنى بيت ( 11 ) ( ديشب لعل لب يار حافظ را فريب مىداد كه بوسهاى خواهم داد ولى من سادهدل نمىباشم كه به اين داستان نامعقول اعتقادى داشته باشم ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 1 و 2 و 3 فرمايد : ( من آن قلندرى نيستم كه شاهد و ساغر را ترك كنم ، پاسبان شرع مىداند كه من هرگز چنين كارى نمىكنم ) ( من كه سالها پرهيزكاران و توبهكاران را عيب كردهام حال اگر در فصل گل از شراب توبه كنم ، ديوانهام ) . 2 - در كار خود مصمم و بااراده هستيد ، سعى داريد به هر صورت كه شده اين نيت عملى گردد پس بدانيد براى هر كارى مقدماتى لازم مىباشد كه بايد قبلا در فكر تهيه آنها بود پس شما با توكل بر خداوند اقدام كنيد تا به نتيجه برسيد . 3 - مسافرت مهمى در پيش داريد كه مفيد مىباشد ، مسافر جنابعالى حالش خوبست ولى گرههاى كارش باز نشده ، به زودى از قانون جديدى برخوردار مىشود و مشكل او حل خواهد شد . 4 - قرض ادا مىشود و مكان خريدارى مىگردد . طلاق عملى نمىگردد و ازدواج نيز نياز به تهيه امكانات دارد ، ملاقات مهمى در پيش داريد كه به نفع خانوادهء شماست . 5 - فرزندم ، اگر نگاه عارفانه پيدا كنيم ، در رقص عقربكها و سماع ثانيهها ، حقيقت عريان هستى را خواهيم ديد . 6 - از غرور دست برداريد و راز دل خويش را به هركس نگوييد . عزيزى را كه رنجاندهايد هرچه زودتر دلش را بدست آوريد .