شمس الدين حافظ
511
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
427 - « فرخنده پيام » مرحبا طايرِ فرّخ پىِ فرخنده پيام * خيرِ مقدم ، چه خبر ، يار كجا ، راه كدام ؟ يا رب اين قافله را لطفِ ازل بدرقه باد * كه ازو خصم به دام آمد و معشوقه به كام ماجراىِ من و معشوقِ مرا ، پايان نيست * هرچه آغاز ندارد ، نپذيرد انجام زلفِ دلدار چو زنّار همىفرمايد * برو ، اى خواجه كه شد بر تنِ ما خرقه حرام مرغِ روحم كه همىزد ز سرِ سِدره صفير * عاقبت دانهء خال تو ، فكندش در دام چشمِ خونبارِ مرا خواب نَه در خور باشد * مَن له يقبل داء دنف كيف ينام تو ترحّم نكنى بر من بيدل گفتم * ذاك دعواى و ها انت و تلك الأيّام گل ز حد برد تنعّم ، به كرم رخ بنماى * سرو مىنازد و خوش نيست خدا را بخرام حافظ ، ار ميل به ابروى تو دارد ، شايد * جاى در گوشهء محراب كنند اهلِ كلام * توضيحات : مرحبا ( مبارك باد ) طاير فرخ پى ( منادا - شبه جمله - مراد پيك جانان - اى پرنده مبارك قدم ) فرخنده پيام ( خجسته پيامآور ) راه كجا ( راه رسيدن به محبوب كجاست - كدام راه به جانب يار مىرسد ) يا رب ( پروردگارا ) قافله ( كاروان ) لطف ازل ( لطف و محبت ديرينه ) بدرقه ( نگهبان راه كاروان ) كه از او ( از مباركى آن - اين قافله باعث شد ) خصم ( دشمن ) معشوقه به كام ( كامرانى جانان - سازگارى معشوق ) معنى بيت ( 3 ) ( داستان من و معشوق ازلى و ابدى ( خداوند ) پايانناپذيرست زيرا هر چيز كه ازلى و ابدى باشد ، پايانى ندارد ) معنى بيت ( 4 ) ( گيسوى محبوب دستور مىفرمايد كه كمربند ويژهء كفر را ببند و دستور به كفر مىدهد پس اى خواجه برو كه ديگر خرقه بر تن ما حرام است چون موجب ريا مىشود ) معنى بيت ( 5 ) ( پرندهء روح آسمانى من كه از آسمان هفتم بر بالاى شاخه درخت سدر المنتهى بانگ سر مىدهد سرانجام به هواى دانهء خال محبوب گرفتار شد و به زمين افتاد ) . خور ( شايسته ) معنى مصراع دوم بيتهاى 6 و 7 به ترتيب ( كسى را كه دردى كشنده است چگونه چشم برهم تواند گذارد - ادعاى من اين است و اين تويى كه بىمهرى و اين روزگار من است ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 8 و 9 به ترتيب فرمايد : ( گل ، نازپروردگى و خودنمايى را از اندازه بيشتر كرد ، از روى بخشش چهرهات را نشان بده تا او شرمسار شود زيرا سرو مىبالد و ناز مىكند ، و خوب نيست كه تو قامت استوار خود را نمايان نسازى ) ( اگر حافظ ميل به ابروى تو دارد در واقع لايق و شايسته اين كار است زيرا اهل رمز و كلام جايش در گوشهء محراب مىباشد ) لسان الغيب از قلب شما سخن گفت . 2 - بخت و اقبال جنابعالى بسيار خوبست از اين پس سعادت يار شماست و دوران سختى و ناراحتى پايان پذيرفت ، خبرى خوش در راه مىباشد ، شاهين كاميابى قصد نشستن بر خانه شما را دارد مبادا با بىاحتياطى يا عجله و عدم توجه آن را به پرواز درآوريد زيرا اين نيت موجب مىشود از غم و اندوه رها شويد و كار شما رونق پيدا كند بهطورىكه حسودان چشم ديدن شما را نخواهند داشت . 3 - خبر خوشى دريافت مىكنيد ، بيمار تا دو ماه ديگر شفا مىيابد ، قرض ادا مىشود و مسكن و كار بر وفق مراد خواهد بود . ملاقات مهمى و مسافرت خيرى در پيش مىباشد ، پس نگرانى شما در مورد مسافرتان بىمورد مىباشد ، نذر خود را ادا كنيد . 4 - فرزندم ، پرپر شدن گل ، قصاص دلبستگى قبلى اوست ، اى خوانندهء محترم وقتى از ساحل آشوبزدهء زندگى ديگران مىگذرى ، سعى كن كمتر به كفها چشم بدوزى بلكه بايد صافى دريا را تماشا كنى . 5 - قلب شما به زيبايى تمام گلهاست ، خوشا به حال كسى كه برايش قلبتان مىتپد ، همواره خدا يار شماست ، نگران نباشيد .